خودکشی ممنوعه

آرامش شب

جولای 6, 2009 · یک نظر بنویسید

شب‌بیداری
نه اونی که ازش پول درمیاد!
نه اونی که بره درس خوندن و کار کردنه.
و نه اون نوع آکادمیک که احمدی‌نژاد باهاش دکترا گرفته!
اون یکیش!

اونی که هر چند وقت یه بار فازش می‌یاد. اونی که انگار همه‌ی سکوت و عظمت شب رو در قالب آرامش مطلب به بدن و ذهن و روحت تزریق می‌کنه.
انگار تو فضام.
چند وقت یه بار پیش می‌یاد. در قالب‌های مختلف.
جالبه؛ یه بار داشتم با هدست -شاید بره اولین بار- «تاتو» گوش می‌دادم؛ با صدای بلند. و تو نت می‌گشتم. احساس می‌کردم تو تمرکز مطلقم؛ شاید یه «حضور».

تو این مقطع زمانی زندگیم، اونقدرها تو فاز آداب و عبادات نیستم. پس تهجد مذهبی ندونیدش. نمی‌شه هم گفت برام خالی از خداست. به خاطر آرامشی که بهم حکمفرماست و لذتی که وجودم رو گرفته، از ته ته دل و با لذت تمام خدا رو شکر می‌کنم.
تازه مذهبی نیست هیچی، چند تا آهنگ شکیلا هم توش هست!
تازه اگه بخوام غیر مذهبی‌ترش کنم، می‌تونم بگم دیگه چیا داشت! ولی دیگه نمی‌گم!!!

الان فقط مهم آرامش و لذت و رضایت وافر -و شاید حتی بی‌نهایت-یه که دارم :)

البته خارج شدن از فشار یه ترمی که توش جون می‌کندم که خودمو به خودم ثابت کنم هم خالی از تأثیر نبوده. فشار و جون کندنی که باعث شد از «خیلی» چیزهای یه زندگی متعادل بزنم تا بتونم نتیجه‌ی بهتری از تلاشم بگیرم.

از این فاز گرفتن‌ها زیاد داشتم. همه‌شون هم الزاما تو شب نبودن.
انگار یه دفعه میاد.
یه بارش تو دانشگاه بود. شاید نزدیک به یک ساعت تو فضا بودم!!!

حالتی که الان دارم، « لــــــذت مطــــــلـــــقه ». تو این دم، از همه چی لذت می‌برم و از همه چی راضیم؛ هیچی هم نمی‌خوام.

مستی و نشئگی ناشی از خوردن و کشیدن رو هیچ وقت تجربه نکردم. نمی‌دونم شبیهه یا نه؟

اگه باشه، اون حدس قدیمیم که «نخورده مستم» و «اتومات نشئه می‌شم» درسته.

تبصره (!): این حالت من، بعد از رفتنش، خماری و تشویش خمار نداره. شاید همه چی عادی می‌شه.

در کل خــــــــــــــــــــــــــــووووووووووووووووووب چیزیه! خــــــــــــــــــــــــــــــــــــوووووووووووووب !
رو هر چی بخوام می‌تونم تمرکز کنم. نمی‌دونم اون همه فکر جور واجور که تو حالت عادی تو ذهن آدمن و مانع همچین حالتی می‌شن، الان کجان؟!

حرف فکر‌های جورواجور و شلوغی‌های ذهنی رو کشیدم وسط؛ یه دفعه اسم یه کتابم بیارم!
رهایی از دانستگی – کریشنا مورتی – ترجمه مرسده لسانی
همینجوری!
به خلوت کردن ذهن بی‌ربط نیست؛ یه جا هم می‌خواستم معرفیش کنم. همین.

تمایلی ندارم این حالت رو بره همیشه نگه دارم. چند دقیقه دیگه می‌رم بخوابم و می‌دونم صبح که پاشم دیگه خبری ازش نیست.
شاید باید درست برنامه ریخت و کاری کرد که ذهن اکثر اوقات بتونه این مدلی بشه.
بی‌خیال! بابرنامه‌بازی درنیارم! به فازش نمی‌خوره!
اصلا همینجوری که خودشم هر موقع می‌خواد می‌یاد، عــــــــــــــااااااالمی داره.

ای جــــــــــــــــاااااااااااااااااان‌ن‌ن‌ن‌ن‌ن‌ن‌ن‌ن‌ن‌ن‌ن‌ن‌ن‌ !!!

شب بخیر :)

→ Leave a Commentدسته‌ها: آرامش · تجربیات · خدا · زندگی · کتاب

در چشم باد

جولای 3, 2009 · یک نظر بنویسید

ساعت ۱۰ امشب، کانال ۱ اولین قسمت سریال «در چشم باد» رو پخش کرد.
یکی دیگه از معدود آثار صدا و سیما که به نظر من هر چقدر هم پول خرجش شده باشه، ارزششو داره.
ظاهرا تو چند تا زمان جریان داره (با فلش‌بک و فلش‌فوروارد). دورترین زمانش هم زمان میرزا کوچک خان جنگلیه.
با قشنگی‌های طبیعت و عشق و دل خوش شروع شده و مطمئنا به جنگ و خون و تجاوز و عزا می‌رسه. بوی آزادی‌خواهی تاریخی ایرانی‌ها ازش می‌یاد. اتفاقا چه وقتی هم داره پخش می‌شه!

حتی اگه هیئت حاکمه سعی کرده باشه به وقایع تاریخیش جهت بده، بازم ارزششو داره. واقعا از نظر بصری آدمو ارضا می‌کنه. بازی و دیالوگ‌های نوشته شده هم به نظرم خیلی جذاب بود. بالاخره این همه پول مملکت میلیارد میلیارد تو این صدا و سیما صرف چرندیات و دروغ و خزعبلات و کارهای بنجل سفارشی می‌شه، وسطش چهار تا چیز به درد بخور هم بسازن دیگه!

کار ایرانی به این تمیزی، زیاد ندیدیم.

قبل از این، «مدار صفر درجه» رو هم خیلی دوست داشتم. اما به نظر می‌یاد این یکی بره خودش شاهکاری باشه.

وقایع سیاسی و اجتماعی سه دوره از تاریخ در سال‌های ۱۳۰۰، ۱۳۲۰و ۱۳۶۰ را بررسی می‌كند كه دوره اول پایان دوره قاجار و دوره پهلوی و دوره دوم جنگ جهانی دوم و دوره سوم یك دوره زمانی خاص در بعد از انقلاب را كه دوره فتح خرمشهر است، در بر می‌گیرد.

این بخشی از توضیحیه که اینجا اومده. ضمن اینکه ساختش حدود ۵ سال طول کشیده.

توصیه می‌کنم از همین اوایلش دنبال کنید :)
جمعه ها – ساعت ۱۰ شب – کانال یک «سیمای جمهوری اسلامی ایران»

→ Leave a Commentدسته‌ها: ایران · تلویزیون · صداوسیما

قافله رو کیا می‌خوان هدایت کنن؟!

جولای 3, 2009 · یک نظر بنویسید

دوستم لطف کرد و برام لینک یه پتیشن خطاب به دبیر کل سازمان ملل (بان کی مون) فرستاد تا منم امضاش کنم و یه حرکت خیلی کوچیک آنلاین بره وطنم و هموطنای مظلومم انجام بدم.
متنش رو خوندم. و بعد توضیح فارسی زیرش رو دیدم:

ما خواستار به رسمیت نشناختن احمدی نژاد به عنوان رییس جمهور و آزادی
هموطنانمان که برای گرفتن حق خود در خیابانها دستگیر شده اند هستیم
امضاء شما آزادیخواهان باعث رسمیت بخشیدن به این درخواست و طرح در سازمان ملل خواهد بود

اگه متن انگلیسیش رو بخونید، می‌بینید تقریبا هیچ ربطی به هم ندارن!!!
متن انگلیسیش بیشتر به یه گله‌ی احساسی می‌مونه. که قطعا سرزنشش نمی‌کنم. اکثریت ما واقعا دلمون به درد اومد و خواستیم احساسمونو فریاد بزنیم. خود من به خیلی جاها میل زدم! چشم‌های خود من بارها پر از اشک شد (اتفاق فوق‌العاده نادریه!).

شاید گیر دادن به یه پتیشن ساده، کار درستی نباشه. قصد منم این نیست. این پتیشن بهونه‌ی حرفم شد.

چند وقتیه دارم به قضیه کلی‌تر نگاه می‌کنم.
آشنایی ما جوون‌ها (به جز عده‌ی نسبتا قلیلمون که کاملا مطلعن) با قوانین بین‌الملل، منافع و معذوریت‌های کشورها، سابقه‌شون و حد اختیارات سازمان‌ها لازمه.
آشناییمون با قانون اساسی فعلی کشورمون لازمه.
آشنایی ما با تاریخ معاصرمون و جنبش‌ها و حرکت‌های مختلف، علت شروعشون، منحرف شدن یا نشدنشون از هدف اصلی و علتش، دلایل و اجبارهای تاریخی که به این حرکت‌ها تحمیل شد و … لازمه.
درسته همه‌مون می‌دونیم که همه جای تاریخمون، انگلیس و فرانسه و آمریکا برامون دندون تیز کرده بودن و الانم میلشون بهمون کم نشده.
درسته حکومت ما که خودش از الانِ اونا -نسبت به ما- گناهکارتره، داره محکومشون می‌کنه. اما یادمون نره گذشته از گول زدن ما، بره اینه که الان دست خودش تو دست یکی دیگه از اون «بیگانه»هاست.

تو متون تاریخی ما می‌گفتن «دول روس و انگلیس». دقت کردید دیگه نمی‌گن «روس»؟!
حواستون هست که؛ روسیه که توی پرونده‌ی هسته‌ای و خیلی جاهای دیگه، جلوی اروپا و آمریکا وایمیساد، علاقه‌ی خاصی به ما نداره! قضیه‌ی چند سال پیش تقسیم دریای خزر رو یادتونه؟! تازه اون موردی بود که همه‌ی دنیا دیدن.

کروبی هم اشاره‌ی جالبی داشت. به اینکه نیروهای ضد شورش ما قبل از انتخابات توسط «یکی از همسایگان شمالی» آموزش دیدن که چه‌جوری سرکوب کنن و رعب و وحشت ایجاد کنن.

چین چرا از ما حمایت می‌کنه؟!
اشتراکات مذهبی؟!! :))
(دقت کنید که سرکوب و کشتار و فیلترینگ اینترنت، اگه اشتراکی هم باشن، اشتراک «مذهبی» نیستن!)
چرا از کره شمالی که همه دنیا باهاش چپ افتاده حمایت می‌کنه؟!

دولت ما چقدر جنس چینی ریخته تو ایران و چقدر ایرانی رو بیکار کرده؟!

اگه تخیلی فکر کنیم که مثلا اومدیم و این رژیم عوض شد، بازم ما هلویی هستیم که هر کی ازمون سهمشو می‌خواد! مثل همیشه!

حالا اینا هی می‌گن انگلیس ال کرد و بل کرد و جاسوس فرستاد و بی‌بی‌سی‌ش فلان می‌کنه و …
خب حق داره!
وقتی می‌گید نفت نذری می‌دیم و به روسی‌ها می‌گین برین با ۲۰ لیتری بیاین (!)، اما در رو به روی آمریکا و اروپایی‌ها رو که با پیاله و کاسه و قابلمه اومدن، می‌بندید، انتظار دارید چیکار کنن؟!

حرف زیاده.
الان عرض اصلیم اینه که چه بهتر که تو همین روزها هم که شده، بیشتر با وقایع چند سال اخیر کشورمون، تاریخ معاصرمون و بررسی ابعاد همه‌ی جنبش‌های تاریخ معاصرمون آشنا شیم. اشتباهاتشون یا شاید اجبارهایی رو که باعث شد از مطلوبشون دور بشن بشناسیم.
«مشروطه» رو از اولین جرقه‌های فکریش تا همین امروز دنبال کنیم.

مثلا برنامه‌ی «عنایت فانی» توی بی‌بی‌سی فارسی (دو تا برنامه داره؛ «به عبارت دیگر» و «صفحه ۲»؛ منظور من بیشتر صفحه ۲ ه)، گاها یه چیزایی داره.
گرچه به هر حال رسانه‌ی دولت فخیمه‌ی بریتانیاست!
ولی حداقل بره کسی که دنبال مطالعه نمی‌خواد بره، فکر کنم از هیچی بهتر باشه!
ضمن اینکه بالاخره بیشتر مهمون‌هاش روشنفکرهای ایرانین.

→ Leave a Commentدسته‌ها: اسلام · انتخابات · ایران · جهان

سرخوردگی از ناکامی رویاها

ژوئن 30, 2009 · یک نظر بنویسید

ساده بگم: مطلب زیر رو خوندم (اینجا بود). شروع کردم براش کامنت بنویسم؛ دیدم همچین کم هم نشد! فکر کردم ارزش داره اینجا بیارمش.

امروز سر کلاس بحث شد از اینکه آدم ها خیلی وقت ها نا امید و مایوس می شن، چون در ذهنشون از یک شخص، یا یک مکان، یا یک موقعیت یک تصویر ایده آل و آرمانی تجسم می کنن و وقتی که با واقعیت روبرو می شن تمام آمال و تصوراتشون نقش بر آب می شه!!! و اینجوری نسبت به همه چیز بدبین می شن.

دقیقاً هم همینه…

البته استاد عزیز و دوست داشتنیمون چاره اش رو هم گفتن: هیچوقت دورادور در مورد چیزی که فقط توصیف مبهمی ازش شنیدین رویاپردازی نکنین.”

با این حساب راجع به چی می شه فکر کرد؟؟!؟

من:

متأسفانه رویاپردازی «خیلی خیلی مشتاقانه»، معمولا عاقبت تلخی داره.
شاید بهتر باشه وقتی یه تصویر رویایی کلی توی ذهنمون داریم، تجزیه‌ش کنیم و ببینیم ناشی از میل به چه چیزهاییه.
درسته با تصور کردن و قانون جذب، می‌شه به رویاها نزدیک شد؛ اما اگه واقعا بدونی چی می‌خوای، می‌تونی براش برنامه بریزی.

مثلا:

وقتی تو رویات با شخص خاصی هستی (از جنس مخالفه و حتی تو رویا باهاش ازدواج کردی و داری زندگی می‌کنی و …)، این دیگه کاملا تکلیفش معلومه. چون «شخص خاص»یه، باید به منطق و حقیقت و سطح توقع و پدیده‌ی دوست داشتن و اصلا اینکه خود اون شخص احساسی به ما داره یا نه، فکر کرد

وقتی یه خونه‌ی خیلی توپ تو رویاته، باید ببینی علتش چیه؟
زندگی تو منطقه‌ی خاصی؟ داشتن یه اتاق شخصی بزرگتر؟! احساس ثروت بیشتر داشتن؟
دلگیر بودن محل زندگی فعلی؟
اونجا بودن یا جای فعلی بودن، تفاوت زیادی توی اعتماد به نفست ایجاد می‌کنه؟
…؟

وقتی تو ذهنت می‌بینی تو رشته‌ت فارغ‌التحصیل شدی و ترکوندی، باید دید بره چی همچین چیزی تو رویاته؟
صرفا بره لذت از کار مرتبط با رشته‌ت؟
تمایل به تحسین شدن؟
درآمدش؟
دیده شدن؟
کلاس و پرستیژش؟
غیر مستقیم به‌خاطر شکست‌های تحصیلی قبلیه و می‌تونه جبرانشون کنه و اعتماد به نفس رو بیشتر کنه؟
…؟

فکر می‌کنم همه رو باید اینجوری تجزیه کرد. بعد درباره‌ی همه‌ی عناصرش فکر کرد و ریشه‌ی اصلیشون رو پیدا کرد:
اگه مشکل شخصیتیه، دنبال راه حلش گشت
اگه یه ذوق زودگذره، تشخیصش داد و باهاش کنار اومد (که البته بعد از تشخیصش، تقریبا محو می‌شه)
اگه برآیند نماد و سمبل یک یا چند هدف تو زمینه‌های مختلفه، تک تک هدف‌ها رو بررسی کرد و برای رسیدن بهشون برنامه‌ریزی کرد

و در آخر باز هم می‌خوام اسم کتابی رو بیارم که هنوز هم تو یه پست مستقل معرفیش نکردم:

نیمه تاریک وجود – دبی فورد (Debbie Ford) – ترجمه فرناز فرود – انتشارات حمیدا

کمکتون می‌کنه با بخش سرکوب شدتون که به چشم نمی‌یاد، اما خیلی جاها علت خیلی از اتفاقات زندگیتونه، روبرو بشین و بشناسینش و باهاش کنار بیاین.

→ Leave a Commentدسته‌ها: تجربیات · تصویر ذهنی · خدا · زندگی · عشق · کتاب

قشقاوی: معلومه احمدی‌نژاد از امکانات دولت استفاده کرده؛ طبیعیه!

ژوئن 30, 2009 · تا کنون 4 نظر داده شده

بعد از چند هفته زدن و کشتن و گرفتن، آقایون حالا رفتن سراغ فاز بعدی؛ از طریق صدا و سیما و شبکه‌ی جام جم رفتن تو کار ایرانی‌های خارج از کشور. بالاخره تظاهرات جلوی سفارت‌ها باید کم بشه دیگه!

جام جم ۲ برنامه‌ی زنده‌ای داشت با حضور حسن قشقاوی* (سخنگوی وزارت امور خارجه) و حضور تلفنی کدخدایی (سخنگوی شورای نگهبان).

آقای قشقاوی آب پاکی رو ریخت رو هیکل همه!
فرمودن:

معلومه که آقای دکتر احمدی‌نژاد سوار بودن؛ طبیعی هم هست؛ دولت دستشونه. منم وقتی نماینده‌ی مجلس بودم، اواخرش تو رادیو مجلس سخنرانی کردم؛ رقبای من همچین امکانی داشتن؟ نه!

تعجب نداره! چند وقتی می‌شه از سخنان مسئولین کشور، فقط بوی «همینه که هست!» بلند می‌شه!
هر چقدر اعتماد به نفس بیشتر و گردن کلفت‌تر، این بوش بیشتر!

پول‌هایی که ماه‌های اخیر دولت عدالت محور نهم فله‌ای داده بود به مردم شهرستان‌ها، از نظر جناب کدخدایی، مصداق «خرید آرا» به حساب نمی‌یاد.
شاید منظورش اینه که حتما باید آرا رو از باجه‌های فروش آرای شوراهای نگهبان مستقر در حوزه‌های اخذ رأی و فقط و فقط با کارت بانکی عضو شتاب خریداری کرد!!
آقا منظورش اینه که وقتی خرید آراء صورت گرفته که وقتی دکتر احمدی‌نژاد می‌یاد مثلا ۵۰ تومن رو می‌ده، از طرف قول شرف بگیره که «حتما به من رأی بدی‌ها»!!! اینکه بعدش به طرف بگه «من فقط نوکر ملت ایرانم»، حساب نیست!!

آقای قشقاوی حرف‌های دیگه‌ای هم زدن. هم خیلی با کلاس و پرستیژ، با گفتن «ملت ایران اهل گفتگوست و احساسی تصمیم نمی‌گیره»، سعی کرد حرف‌های تند مقامات -به‌خصوص آقای خامنه‌ای تو نماز جمعه ۲۹ خرداد- رو یه جورایی تلطیف کنه و از خشم آمریکا و اتحادیه‌ی اروپا -که حکومت ایران تو این چند وقت هر چی خواسته بارشون کرده- کم کنه و پل خراب شده رو وصله کنه(!)، و هم از ندا آقا سلطان حرف زد.

در مورد ندا، مژده‌ی یه «اسکاندال» (scandal) رو دادن و گفتن که وقتی پته‌شونو بریزیم رو آب، همه‌ی دنیا کف می‌کنن!

حسن جون! مسئله ندا نیست. خودتم می‌دونی. ندا شده عَلَم شبکه‌های خبری. مردم‌و می‌خواید چیکار کنید؟ گذشت اون اوایل که می‌نداختید گردن BBC و بیگانگان. مردم بعد چند روز خوب بیدار شدن؛ حتی خیلی از اونایی که اوایلش به صدا و سیما دل خوش کرده بودن.

آره داداش گلم! شما اصلا ثابت هم بکنی سفارت بریتانیا ندا رو کشته، نهایتا «موقتا یکم» سرعت شبکه‌های خبری رو بگیری.
مردم کتک خوردن، کشته دادن، از بچه‌هاشون خبر ندارن، احمدی‌نژاد و خیلی‌های دیگه بهشون توهین کردن و نادیده گرفتنشون؛ اینا رو با چی می‌خواید ماست‌مالی کنید؟!
صدا و سیما و وزارت اطلاعات و … هر کاری کنن، نمی‌تونن حافظه‌ی مردم رو پاک کنن.

ولی دمت گرم! خوشم می‌یاد معتقدی هر کی باید تو زمینه‌ی مسئولیت خودش، نهایت سعی‌ش رو بکنه! تو اینجا رو جمع و جور کن؛ بقیه‌شم بی‌صاحاب نمی‌مونه!

* حسن قشقاوی همون آقاییه که اوایل تصدی این پست، تو شبکه اول سیما فرمود من باید خیلی تو حرف زدن دقت کنم؛ موضع یه کشور رو بیان می‌کنم؛ اینا تو تاریخ ثبت می‌شه.
و باز هم همون آقاییه که دیروز پریروز تو جلسه‌ی خبری وزارت خارجه، فرمود از ۹ نفر از کارکنان محلی سفارت انگلیس که بازداشت شدند، «حدود» ۵ نفر آزاد شدن!

→ 4 نظردسته‌ها: احمدی نژاد · انتخابات · ایران · تلویزیون · رسانه · صداوسیما

چرا عدم تمکین از قانون؟

ژوئن 28, 2009 · یک نظر بنویسید

«عدم تمکین از قانون» عبارتیه که تو این روزها به معترضین به انتخابات نسبت داده می‌شه.
تکیه‌ی این حرف، روی ۳ محور اصلیه:
۱) برگزاری تجمع، بدون مجوز وزارت کشور
۲) عدم تمکین از تأیید صلاحیت انتخابات (یا حداقل اعلام اینکه تقلب به میزانی نبوده که نتیجه‌ی انتخابات را تغییر دهد) توسط شورای نگهبان
۳) عدم تمکین از «ولی فقیه»

قانون در ایران، سیال است و روان!
بعضی جاها هست، بعضی جاها لزومی نداره باشه!
حتی اونجاهایی هم که هست، روند پیچیده‌ای داره!

مثلا اصل ۲۷ قانون اساسی می‌گه:

تشکیل اجتماعات و راهپیمایی‌ها، بدون حمل سلاح، به شرط آنکه مخل به مبانی اسلام نباشد، آزاد است.

احتمالا همین الان خود شما رو این عبارت «مبانی اسلام» گیر کردی! تو کشور ما که قانون یه خط در میون اجرا می‌شه، «مبانی اسلام»‌رو که «حسب مورد» می‌تونن هزار جور تفسیر کنن!

پس این اصل می‌گه که وزارت کشور که مجوز نمی‌ده، از قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران تمکین نکرده (خدمت افرادی که می‌خوان به شکل تجمعات اشکال وارد کنن، فقط یک مورد رو یادآور می‌شم. راهپیمایی «آرام» دوشنبه ۲۵ خرداد که شبش هم حداقل ۷ نفر رو کشتن!).

مورد بعدی، تأیید انتخابات توسط شورای نگهبانه.
«فرض» رو بر این می‌ذاریم که شورای نگهبان به‌درستی، صحت «شمارش آرا» رو تأیید کرده.
اما مسئله اینجاست که اعتراضات، فقط به شمارش آرا نیست. اعتراضات، بارها و بارها طی بیانیه‌های مختلف، از طرف کاندیداهای معترض به نتیجه، اعلام شده. صدا و سیما (سلاح کشتار جمعی دولت!) در این مورد چی اعلام کرده؟

مثلا قلم، بیانیه‌ی اخیر موسوی را با این توضیح شروع کرده:

قلم – از آنجا که بنابر اعلام شورای نگهبان بخشی از تخلفات صورت گرفته در انتخابات دهم ریاست جمهوری بیرون از دایره صلاحیت بررسی آن شورا است و نیز بخش هایی از اعتراضات قانونی علاوه بر شخص وزیر کشور و عوامل و مجریان آن وزارتخانه متوجه نحوه عملکرد تعدادی از اعضای خود شورای نگهبان و تخطی آنها از ضوابط قانونی و نقض بیطرفی است، رسیدن به یک داوری منصفانه در این مورد اساساً نمی تواند در حیطه شورای نگهبان و به طریق اولی در حیطه هیأتی باشد که منتخب این شوراست.

این خودش یادآور پیچیدگی‌های قانون توی ایرانه.
آیت‌الله جنتی و آقای غلامحسین الهام (صرفا اسم ایشون، یادآور نقض قانونه! جلوتر توضیح می‌دم*)، از اعضای شورای نگهبان، از طرفداران دو آتشه (!) آقای احمدی‌نژاد هستن (آقای الهام که اصلا از بدنه‌ی همون دولته).

توی قانون، شورای نگهبان مأمور رسیدگی به صحت انتخابات شده. اما عملا عباراتی از قانون انتخابات هست که «ظاهرا» شورای نگهبان حق نظارت بر اونها رو نداره!
جهت‌گیری شدید اعضای خود شورای نگهبان، تأیید صلاحیت کسی که منتقدین توی بیانیه‌هاشون ایراداتی رو بهش وارد می‌کنن که کاملا صلاحیت ریاست جمهوری رو زیر سوال می‌بره، استفاده‌ی مکرر و آشکار رئیس‌جمهور نهم از امکانات دولتی برای پیروزی در انتخابات و … (تو بیانیه‌ها به اندازه‌ی کافی هست)

گذشته از همه‌ی این‌ها، ساختار حکومت و قانون در ایرانه.
همه‌مون با اختیارات «رهبر» آشنا هستیم. رهبر ما خودش به وضوح از یکی از کاندیداها حمایت کرد و حتی جمعه ۲۹ خرداد، مخالفینش رو تهدید کرد.
عده‌ای این امر رو ناقض «عدالت» ایشون می‌دونن. اما «عدالت چیه»؟!
اینکه اون شخصی که رهبر (که فقیه و مرجع تقلید و آگاه نسبت به مسائل اسلامیه)، با توجه به این علومی که داره و ترکیبش با برداشت خودش، به صلاح اسلام می‌دونه، رئیس جمهور بشه؟
یا اینکه همه‌ی موارد زیرپا گذاشتن قانون (حتی قبل از انتخابات) هم در نظر گرفته بشه، در صورتی که ممکنه نتیجه‌ش اون چیزی نباشه که «ولی فقیه» به صلاح کشور و اسلام می‌دونه؟ (بالاخره اختیاراتش هم از این چیزها بیشتره دیگه)

حالا «عدالت» رو چه‌جوری باید معنی کرد؟
برداشت من اینه که معنی اول، بیشتر به اسلامیت
و معنی دوم بیشتر به جمهوریت و دموکراسی مربوطه.

حالا اسم حکومت ما «جمهوری اسلامی»ه. اون دو تا، کنار هم!
حالا سهم این دو کلمه‌ی «جمهوری» و «اسلامی» در حکومت ما نسبت به هم چه‌جوریه؟ نسبت درصدی خاصی داره؟ ثابته؟ کی تعیین می‌کنه؟ برداشت‌ها یکیه؟
اینا ایراد گرفتن یا توهین نیست ها. علامت سوال و ابهام توی تفسیر قانونه.

مورد دیگه، حکم صادر کردن‌هاست.
بعد از حدود دو هفته سرکوب و ضرب و شتم و کشتار معترضین (که عرض کردم طبق اصل ۲۷ قانون اساسی حق راهپیمایی داشتند)، آقای احمد خاتمی جمعه‌ی اخیر (۵ تیر) اومدن تو خطبه‌ی نماز جمعه یه مسئله‌ی ۲۰ معادله – ۲۰ مجهولیِ فقهی-اسلامی-قانونی مطرح کردن و خیلی سریع محاسبه کردن و یه جورایی گفتن من با ماشین‌حساب محاسبه کردم، جوابش این می‌شه:

معترضین محارب هستند و باید تا «نابودی کامل»شون باهاشون مبارزه کرد

اینجا به وضوح می‌بینید که توی این مورد، اون موضوع قانون اساسی و جمهوریت، به کنار رفته و تفسیر یکی از روحانیون (امام جمعه‌ی موقت پایتخت) از «اسلامیت» بیان می‌شه و روی لزوم اجرای این «حکم اسلامی» تأکید می‌شه. ایشون در ادامه هم از قوه قضاییه می‌خوان که «بیرحمانه» با معترضین برخورد کنن! (منبع)

بله؛ آقایونی که صدا و سیما قانعتون می‌کنه، صحبت سر این چیزهاست؛ نه صرفا قبول تأیید شورای نگهبان، توسط کاندیداها.

حالا صدا و سیما بیاد حرف‌های امام خمینی درباره‌ی تمکین از قانون و شورای نگهبان رو روزی ۶ بار بکنه تو چشم ملت و خط به خط قانون انتخابات رو بخونه و کسایی که صرفا بیننده‌ی صدا و سیما هستن -بی‌خبر از ایرادات دیگه‌ای که معترضین به انتخابات وارد کردن-، به یقین برسن که اصلا موسوی و کروبی، چماق به‌دست و چاقوکش و اغتشاشگر و دشمن ایران و اسلام هستن!

*
منظورم از نقض قانون توسط آقای الهام، موضوع معروف چند شغله بودن ایشونه
وزارت دادگستری – سخنگوی دولت – عضو شورای نگهبان (من فقط اینا رو می‌دونم)!
اوایل دوره‌ی دولت عدالت‌محور نهم، آقایون دوره افتاده بودن که «چند شغله‌ها» رو شناسایی کنند و شغل‌های اضافی‌شون رو ازشون بگیرن.
سوال مردم و خبرنگارها، درباره‌ی شغل‌های آقای الهام بود. اما ظاهرا ایشون از این موضوع مستثنی بودند!
تعبیرات عجیبی -اغلب توسط آقای احمدی‌نژاد- در این مورد به‌کار می‌رفت:
مثلا می‌گفتن اینا «شغل» نیستن، «وظیفه»ست!
یا جالب‌ترینش: «لابد می‌تونن همزمان همه رو با هم انجام بدن دیگه»! (این از سخنان تاریخی آقای احمدی‌نژاد بود)

ایشون هم از متصدیان عدل و داد یه کشور هستن، هم تو شورای نگهبان تأیید می‌کنن که انتخاب آقای احمدی‌نژاد به درستی صورت گرفته و هم تو نشست خبری دولت آقای احمدی‌نژاد، مواضع دولت رو بیان می‌کنن! (طنز مرتبط همراه با کاریکاتور)

→ Leave a Commentدسته‌ها: احمدی نژاد · اسلام · انتخابات · ایران · تلویزیون · خدا · رسانه · صداوسیما

داد و بیداد نکن! آبروریزی می‌شه‌ها!

ژوئن 26, 2009 · یک نظر بنویسید

مگر در چارچوب این نظام نیامدید كه به خیال خودتان به نظام خدمت كنید. اكنون رفتار شما آب به آسیاب دشمن می‌ریزد،‌ دوستان در ایران و دوستان ایران در جهان رنجیده شده‌اند.

حجة‌الاسلام احمد خاتمی / خطبه نماز جمعه تهران / ۵ خرداد ۸۸ (تابناک)

اولا خیلی دوست دارم بدونم این «دوستان در ایران» و «دوستانِ ایران در جهان» دقیقا کیا هستن (دومیه همون حماس و حزب‌الله و بعضی از متحدان آفریقایی دکتر احمدی‌نژادن؛ مگه نه) ؟!

یکی اینا؛ یکی هم این «ملت بزرگ ایران» که احمدی‌نژاد می‌گه.
همین دیروز پریروز هم به اوباما گیر داده بود که نمی‌دونم چرا با «ملت بزرگ ایران» فلان می‌کنی؟!

ما تو دو هفته‌ی اخیر یه چیزایی دیدیم! به نظر می‌اومد یه عده‌شون جزء «ملت بزرگ ایران» نباشن!
جز «خس و خاشاک»، کیا رو باید از جامعه‌ی ایرانیان برداریم تا «ملت بزرگ ایران» ایشون، و «ملت» و «مردم» بقیه‌ی آقایون، با درصد خلوص بالا -و باصرفه‌ی اقتصادی جهت تولید انبوه- محقق بشه؟!
ته ظرف آزمایشمون چیزی می‌مونه؟!

از متخصصین سوال می‌کنم:
واقعا همچین عنصری توی طبیعت وجود داره؟!
می‌شه ساختش؟!
چی؟
تو آزمایشگاه هسته‌ای؟!
آها…
بعد اون‌وقت، پایداریش چقدره؟ به‌قول این فیزیکی‌ها، «نیم‌عمر»ش!
آها…
بعد اگه بخوایم پایداریش زیاد شه، چقدر خرج داره؟
جان؟!
آها! خب شما حساب کن؛ اگه به نتیجه رسیدی لطفا میزان هزینه رو اعلام کن.
دست گلت درد نکنه!
قربانت؛ فعلا خداحافظ شما!

خب؛ اون بنده خدا رفت حساب کنه!

حالا ما یه بار دیگه جمله‌ی نقل قول شده رو بخونیم…

مگر در چارچوب این نظام نیامدید كه به خیال خودتان به نظام خدمت كنید. اكنون رفتار شما آب به آسیاب دشمن می‌ریزد،‌ دوستان در ایران و دوستان ایران در جهان رنجیده شده‌اند.

بگذریم!

یه جوک بگم حال کنیم!
یه روز تو یه مهمونی رسمی یه (از اینجا به بعدش ناخالصی داره! بی‌ادبیه!) قزوینیه می‌ره پشت یکی که چشمشو بدجور گرفته بوده و شروع می‌کنه به انگشت کردنش (! گفتم که نمی‌خوای نخون!)؛ اون بنده خدا، اول که شوکه می‌شه. تا به خودش میاد و می‌خواد برگرده و جلوشو بگیره، قزوینیه می‌گه:

هیسسس بالام جان! مهمونا می‌فهمن آبروریزی می‌شه ها!

→ Leave a Commentدسته‌ها: احمدی نژاد · انتخابات · ایران

پیشنهاد دکتر احمدی نژاد بهترین راهه

ژوئن 25, 2009 · یک نظر بنویسید

توی دنیا، احمدی‌نژاد رو با انکار هولوکاست می‌شناسن. تو همه‌ی مصاحبه‌هاش هم، سوال‌ها به این مورد که می‌رسه، بعد از اینکه می‌گه «من فقط سوال مطرح کردم» و قضیه‌ی وقوع یا عدم وقوع هولوکاست، و بعدش محل وقوع هولوکاست رو مطرح می‌کنه و از مردم دنیا می‌خواد قضاوت کنند.

اما آدم منفی‌بافی نیست که فقط انتقاد مخرب کنه. راهکار هم داره. و در ادامه پیشنهادش رو هم می‌گه:

ما برای حل مسئله‌ی فلسطین، یک پیشنهاد منطقی، عادلانه، صلح‌آمیز و دموکراتیک داریم

ما می‌گوییم همه‌ی مردم فلسطین -چه آنهایی که اکنون در خاک فلسطین زندگی می‌کنند و چه آنهایی که آواره‌ی نقاط دیگر جهان شده‌اند- در یک انتخابات (رفراندوم) آزاد، عادلانه و شفاف، زیر نظر سازمان‌های بین‌المللی، سرنوشت خودشان را تعیین کنند.

شخصا از حرف‌ها و نظرات ایشون خیلی خوشم می‌یاد. مثلا یه نقل قول معروف دیگه هم داره که در پاسخ به سوالات هسته‌ای خبرنگاران می‌ده:

ایران به دنبال بمب اتم نیست
نیازی هم به این چیزها ندارد
من به دولت‌های غربی توصیه می‌کنم که واقع‌بین باشند
دیگر دوره‌ی بمب و اسلحه و جنگ و خشونت گذشته
جهان وارد مرحله‌ی جدیدی شده است
دوره دوره‌ی گفتگوست
دوره دوره‌ی اندیشه‌ست

حرف حساب جواب داره؟!

→ Leave a Commentدسته‌ها: احمدی نژاد · انتخابات · ایران · جهان

مردم آروم باشید؛ همه‌مون تو یه آزمایشگاهیم!

ژوئن 25, 2009 · یک نظر بنویسید

سریال «فاکتور ۸» رو دیدین؟

یه دکتر یه تحقیقاتی داشته و می‌خواد یه دارو تولید کنه. دارویی که در اون زمان داره نمونه‌ی خارجیش وارد کشور می‌شه. دکتر معتقده فرمول خودش از فرمول خارجیا بهتره.

برای آزمایشش نیاز به بودجه و سرمایه داره که هزینه کنه (حتی «خونه باباشو» گرو می‌ذاره).

وقتی خرگوش تستش می‌میره (آزمایش شکست‌خورده به‌نظر می‌یاد)، هیچ رقمه زیر بار نمی‌ره. سعی می‌کنه بدون اطلاع بقیه -حتی همکارهای آزمایشگاهی خودش-، کارهایی انجام بده که کسی از مرگ خرگوش قبلی خبردار نشه. حتی به همکارهای خودش هم رودست می‌زنه! اصلا معتقده بعضی‌هاشون نفوذین و هدفشون شکست آزمایشه. به هر کاری دست می‌زنه.

البته توی اون سریال معلوم می‌شه که کشتن خرگوش کار یکی «خارج از آزمایشگاه»ه که می‌خواد این آزمایش شکست بخوره و همون داروی خارجی رو وارد کنه.
پس شما هم وقتی آزمایشتون شکست بخوره، بعد از بررسی فنی و عملی روند آزمایش، می‌رید دنبال عوامل مخرب «خارجی». (حالا بعدش دیگه بستگی داره به ویژگی‌های شما، که شکست آزمایش رو بپذیرید یا نه؟)

الان که فکر می‌کنم، می‌بینم از سریال «یوسف پیامبر» هم سیاسی‌تر بود!!!
کسی که قدر سوراخ لینا لوله‌ای (!) هم تاریخ سرش بشه می‌تونه بفهمه چی می‌گم.
اونایی هم که نمی‌فهمن، بیشتر فکر کنن. بازم نفهمیدن از بغل‌دستیشون بپرسن. بازم نفهمیدن هم که خب معلوم می‌شه هنوز حقشونه موش آزمایشگاهی بمونن!

→ Leave a Commentدسته‌ها: ایران

ایران ژورنالیسم جهانی را وارد مرحله‌ی جدیدی کرد

ژوئن 24, 2009 · ۱ دیدگاه

تا چند وقت پیش، همینجوریش هم خبر شبکه‌های خبری و خبرگزاری‌ها زیر سوال می‌رفت (بیشتر از سوی بخش‌های خبری صداوسیمای ما!).
حالا ببینید در پی محدودیت‌های شدید رسانه‌ای که جمهوری اسلامی توی ایران برای خبرنگارهای خارجی اعمال کرده، این روزها تو شبکه‌های خبری چه عباراتی به‌کار می‌ره:

بر اساس فیلم‌های YouTube …
بر اساس توییت‌های سایت Twitter …
بینندگان ایرانی ما به الجزیره گفتند …
بر اساس خبر یک وبلاگ‌نویس قابل اعتماد… ممکنه…
روزنامه‌نگاری از ما تماس گرفتن و بنا به دلایل امنیتی خواستن از اسم مستعار «…» استفاده کنن… سلام…

!!!

حتی ژول‌ورن هم نمی‌تونست تصور همچین روزی رو بکنه!!!

نمی‌شه هم سرزنششون کرد. حکومت ایران وقتی دید صرفا همون تصاویر و فیلم‌ها هم -گذشته از گزارش‌ها- چه تأثیری روی جامعه‌ی ایرانی و جهانی می‌ذاره، سریع جلوشون رو گرفت.
اما به این فکر نکرد که خب BBC و CNN و کلی کانال دیگه که اصلا کارشون خبررسانیه، نمی‌گن «خب؛ ایران ما رو محدود کرده؛ پس از ایران خبری نداریم؛ وایمیسیم هرموقع راهمون دادن، گزارش تهیه می‌کنیم»!!!
عملا فکر کردن با نادیده‌گرفتن صورت مسئله، می‌تونن همه چی رو تموم کنن؛ همونطور که تو بعضی تصمیمات دیگه هم مردم رو نادیده گرفتن.

ضمن اینکه توی اوضاع فعلی، موثق‌ترین منابع همون YouTube و Twitter و بیننده‌ی ایرانی و «وبلاگ‌نویس معتمد» هستن!!!
صداوسیمای ایران که واقعا آثاری به مراتب تخیلی‌تر از شاهکارهای هالیوود -از جمله «ارباب حلقه‌ها» و «هری پاتر»!- ارائه می‌ده!
مواضع رسمی‌مون هم که اصلا معتقده توی کشور همه چی آرومه و فقط سفارت انگلیس و بی‌بی‌سی و آمریکا و فرانسه هستن که بیخود شلوغش کردن!

زمان تأسیس Press TV احمدی‌نژاد طبق معمول همه‌ی رسانه‌های غربی رو به باد انتقاد گرفته بود (حتی غیرمستقیم به الجزیره انگلیسی هم متلک انداخته بود که در ظاهر با اونا فرق داره؛ اما نهایتا راه همونا رو دنبال می‌کنه) و گفته بود که با اومدن این شبکه‌ی ایرانی، الگوی جدیدی از خبررسانی رو به دنیا نشون می‌دیم.
غیر مستقیم، و با حدود دو سال تأخیر، به وعده‌ش وفا کرد!!!

بعد از صدور الگوی مدیریتی‌مون به کشورهای مشتاق دنیا -که کروبی تو مناظره‌ها آرزو داشت حداقل ۲ تا یا ۵ تاشون رو بشناسه!-، ما تونستیم با روشی که اتخاذ کردیم، به‌صورت غیرمستقیم، منابع خبری جدیدی رو وارد ژورنالیسم بین‌الملل کنیم!!!

«ایرانی می‌تواند»

→ 1 نظردسته‌ها: احمدی نژاد · انتخابات · ایران · تلویزیون · جهان · رسانه · صداوسیما