به دلت گوش بسپار؛ دل همه چیز را می داند.
نام کتاب: «کیمیاگر»
نویسنده: پائولو کوئیلو (Paulo Coelho – سایت رسمی)
عنوان انگلیسی: The Alchemist
«کیمیاگر» جزء کتابهاییه که تکونم داد و مهمتر از اون، جزء معدود کتابهاییه که تا آخرش خوندم! چند جا تو فیلم و سریالهای مختلف اسمش رو شنیده بودم و یه جوری تنم میخارید ببینم چیه که اینقدر معروفه!
بالاخره خریدمش: ترجمهی «سوسن اردکانی» از روی متن انگلیسیِ انتشارات “Harper Collins” که انتشارات «زرین» منتشرش کرده.
مطالعهش رو به همهی اقشار اعم از مذکر و مؤنث، پیر و جوون،جویای آرامش و الکیخوش و فقیر و غنی توصیه میکنم!
- کل کتاب داره یه داستان رو تعریف میکنه و هر چی خواسته در قالب همون داستان به خواننده انتقال میده و به خاطر همین شکل داستانیش، نه تنها آدم رو خسته نمیکنه، بلکه باعث برانگیخته شدن حس کنجکاوی خواننده برای اطلاع از ادامهی ماجرا میشه.
- فهمیدن و حس کردنش نیازی به هوش سرشار نداره (من خوندمش دیگه D: ).
- با خوندنش میتونی بفهمی که واقعا خدا تو سختترین شرایط هم آدم رو تنها نمیذاره؛ حتی اگه دستورش «صبر» باشه.
- قابل توجه کسانی که از کتابهایی که مسیحیت رو تبلیغ میکنن خوششون نمییاد: این کتاب جز در یک مورد که یه حکایت عبرتآموز از انجیل ذکر کرده، هر جا که اسمی از مذهب آورده، اسلام بوده و در اغلب موارد هم شخصیتهای داستان، خدا رو «الله» خطاب میکنن. چرا که بیشتر زمان داستان داره توی مصر میگذره.
اما موضوع محوری کتاب: خدا به سنگ هم الهام میکنه که چیکار کنه! سنگ که اختیار نداره ولی وقتی به ما میگه چیکار کنیم، کاری رو میگه که برای اینکه به «افسانهی شخصی» مون برسیم بهترین کارِ ممکنه. «افسانهی شخصی» همون کمالی هست که برای روح تکتک انسانها تعیین شده و اوج راحتی و خوشحالیشون توی اونه؛ اگه انسانها به «نشانهها» که زبان کاینات اعم از طبیعت [شاید] بیجان و حیوان و انسانه، توجه کنه و ازشون پیروی کنه میتونه در سایهی لطف خالق مهربونش به «افسانهی شخصیش» دست پیدا کنه.
خوب که چی؟!
اگه تو هم مثل من جزء افرادی هستی که رسیدن به هیچی برات اهمیت نداره یا به این فکر میکنی که آدم بعد از اینکه به آرزوش میرسه، دیگه هیچی نمیخواد و زندگیش بیمعنی میشه، پس حتما این کتاب رو بخون! طرز فکر این کتاب، این ناامیدی رو یه مرحله معرفی کرده؛ مرحلهای که باعث میشه خیلیها بهترین مسیر زندگیشون رو که برای شخص خودشون ساخته شده، رها کنن.
تاریکترین لحظات شب، قبل از طلوع خورشید است.
مگه تو توی مرگ دنبال آرامش نمیگردی؟ خوب قربونت برم بالاتر از سیاهی که رنگی نیست! صبر کن این رو هم امتحان کن. درسته بازم صبره و امید؛ ولی ارزشش رو داره. خدا هیچ کس رو صرفاً بره اینکه بمیره نیافریده. مطمئن باش بره هر انسانی که خلق میکرده کلی نقشه کشیده. امتحان کن!
همچنین خوندن این کتاب رو به کسانی که کتاب «چهار اثر از فلورانس اسکاول شین» رو خوندن، شدیداً توصیه میکنم. همون کتابی که من توی مطلب «نفرت از رویاها بعد از بیداری»، ازش انتقاد کردم.
فکر میکنم این زبان رو همه بلدن و نیازی به همچین کتابی نیست؛ ولی اکثر ما یادمون رفته. منم قشنگ یادمه که پارسال [با یه طرز فکر دیگه] به خیلی از نشانهها توجه میکردم؛ ولی کار به جایی رسید که گفتم چرا من نباید راحت و آزاد باشم و اسیر یه همچین خرافاتی نباشم. گفتم: «اصلا اگه من نخوام چیزی به دلم بیفته باید کی رو ببینم؟!». این موضوع رو این اواخر که باز یاد گرفتم به نشانهها دقت کنم، یادم اومد و فهمیدم من چه زمانی چشمم رو بستم. همه این زبون رو بلدن ولی خیلیها چشمشون رو بهش میبندن و دیگه به ندای قلبشون و حتی اجسامی که در اطرافشونه دقت نمیکنن.
نگاه کن؛ همه چی واسطهی رسیدن حرفهای خدا به ماست؛ به شرط اینکه سعی نکنی چیزی رو که در ظاهر به ضررته نادیده بگیری.


44 جواب تا اینجا
tntmoney // فوریه 16, 2007 روی 5:04 ب.ظ |
سلام، این مطلبت برای من یکی خیلی جالب بود… حتماً باید این کتاب را بخرم!… ممنون از این معرفی.
amin // مارس 9, 2007 روی 4:36 ق.ظ |
این کتاب که خیلی قدیمی شده
به هر حال انتشرات کاروان ناشر رسمی پائولو کوئلیو در ایرانه و بهتره برای احترام به نویسنده هم که شده کتاب های این انتشارات را تهیه کنید
مترجم هم آقای حجازی هستند
و اینکه اون داستان افسانه ی نرگس خلاصه ای از همه ی کتابه
موفق باشید
گرگ و میش - قاسم جعفری « خودکشی ممنوعه // مارس 20, 2007 روی 3:50 ب.ظ |
[...] کرده: ساره شاید همچون شخصیت چوپان پائولو کوئیلو در کیمیاگر باشد که در پی رسیدن به افسانه ی شخصی خود، پا به دنیای پر [...]
تورک دونیاسی // آوریل 7, 2007 روی 8:49 ب.ظ |
کتاب کیمیاگر مسیر زندگی منو عوض کرد و باعث شد دیدم نسبت به دنیا عوض بشه. انشاءالله این نوشته برا بعضیها نشانه ای باشه که دنبالش کنن و کتابو خوب بخوونند.
مهدي // می 27, 2007 روی 10:14 ب.ظ |
ايم آقاي كوئيلو اومده تمام داستانها و حكايتهاي ايراني رو كپي و پيست كرده و به اسم خودش داده توي بازار.البته نميخوام بگم كار بدي كرده ولي از من و شما به عنوان يك ايراني بعيده كه به جاي خوندن داستاهناي خودمون اين داستانها رو از يك كس ديگه و با يه زبون ديگه بشنويم.
==============
http://www.7vadieshgh.ir
وبلاگ جمعي از دوستان
==============
پدرام // می 28, 2007 روی 5:45 ب.ظ |
والله منم شنیدم که کیمیاگر از رو شاهنامه کپی شده ولی در مورد جزئیاتش دیگه چیزی نخوندم.
ولی با حرفتون موافقم که ما ایرانی ها و مسلمون ها کتابهای فوق العاده غنی ای داریم که بهشون توجه نمی کنیم.
البته اگه خدا بخواد من دارم یه تکونی به خودم میدم :)
سخت گیر // جولای 31, 2007 روی 3:45 ق.ظ |
سلام پدرام خان
این نوشته ات را تازه دیدم. منم خیلی کیمیاگر را دوست دارم. چند روز پیش ویژه نامه پائولو کوئلیو را در مجله کار درست نیویورکر خواندم و مطلبی در وبلاگم نوشتم.
این داستان در هزار و یک شب و نیز مثنوی معنوی نقل شده و بورخس هم در دوران معاصر ازش اقتباس کرده. کوئلیو هم ابتدا روایت بورخس را خوانده.
عریان دیدن و اندیشیدن « خودکشی ممنوعه // آگوست 20, 2007 روی 6:19 ب.ظ |
[...] متوجه خیلی از مواردی نشه که بره ما بدیهیه. اونایی که «کیمیاگر» رو خوندن یا در کل با «نشانهها و امتحانات الهی» [...]
elham // اکتبر 29, 2007 روی 3:26 ق.ظ |
salam yesoal dashtam:dar morede ketab e babaleng deraz tarjomeye sosan ardakani_mikhastam bebinamshoma midonid ke nasheresh kie?
لیلی // ژانویه 8, 2008 روی 4:32 ب.ظ |
واقعا کیمیاگر کتاب جالبیه.من خودم به شخصه علاقه ی زیادی به پائولو دارم.
احسان // مارس 15, 2008 روی 10:28 ق.ظ |
ميگن كيمياگر سانسور شده و نسخه اصليش بيش از 500 صفحه است.راسته؟
آیدا // مارس 25, 2008 روی 10:49 ب.ظ |
سلام. من این کتاب رو خوندم و اگر بخوام به کسی کتابی هدیه بدم حتما این کتابو انتخاب می کنم.
این کتاب هیچ وقت قدیمی نمی شه و شما هر وقت و در هر سنی که باشید از اون چیزی یاد می گیرید.
کتابهای دیگر کوئیلو که من پیشنهاد می کنم:
کوه پنجم ، ورونیکا تصمیم می گیرد بمیرد ، یازده دقیقه
بخونید و لذت ببرید
فریناز // مارس 27, 2008 روی 12:37 ب.ظ |
این کتاب روی من تاثیر خیلی زیادی داشت پیشنهاد میکنم کنار رودخانه پیدرا نشستم وگریه کردم رو حتما بخونید
رویای خیس - پوران درخشنده « خودکشی ممنوعه // می 17, 2008 روی 12:16 ب.ظ |
[...] «کیمیاگر – پائولو کوئیلو» بره اینکه ببینی خدا بره زندگی همهمون یه راه عالی و [...]
ارسلان // می 21, 2008 روی 2:02 ب.ظ |
من این کتاب رو خواندم و اینقدر جالب بود که طی 1 روز تمومش کردم!!
و الان شدیدا دنبال 1 نقد تووپ میگردم!!
خوشحال میشم کمکم کنید…
پدرام // می 21, 2008 روی 5:47 ب.ظ |
سلام
همونطور که میبینید توضیح خیلی سادهای که من در مورد کتاب نوشتم تو صفحهی اول سرچ گوگل برای «کیمیاگر پائولو کوئیلو» هستش. همین نشون میده که تو اینترنت خبری از همچین نقدی نیست.
به نظرم اگه انگلیسی سرچ کنید ممکنه یه چیز دندونگیر پیدا کنید.
فکر کنم
sakhtgir.blogspot.com
توی یه مطلبش یه لینک به یه سایت انگلیسی داده بود.
به جز اینا میمونه مکتوبات فارسی. بعید میدونم کسی بره نقد این کتاب بنویسه. نقدهای توی روزنامههای ایران هم -اگه پیدا بشن- فکر نکنم خیلی قوی باشن.
به نظر بنده بهتره شما بگردید و اون شعر مولوی رو که میگن کوئیلو داستان رو از اون اقتباس کرده، بخونید تا اشراف بیشتری به موضوع پیدا کنید. میدونم دنبال نقد و بحث در مورد خود کتابید؛ ولی حالا که خبری نیست، فکر کنم یه سری به چشمه بزنید بد نیست ;)
البته من خودم شعرش رو پیدا کرده بودم؛ ولی الان یادم نیست کجا!
اگه کمک دیگهای از دستم برمییاد در خدمتم :)
پدرام
لیلا . یاس // ژوئن 2, 2008 روی 1:28 ق.ظ |
کیمیاگر بدون شک از اثار زیبای پائولو هست ولی به نظر من نمی شه گفت بهترینشون هست چون به عقیده من اصولا اثار او به هیچ وجه قابل مقایسه نیست و نمی توان اثری را برتر از دیگری دونست به عنوان مثال چه طور می شه گفت کیمیاگر برتره یا کوه پنجم یا خاترات یک مغ ; از بین 3 اثر ورونیکا تصمیم میگیرد بمیرد; شیطان و دوشیزه پیریم و کنار رود پیدرا نشستم و گریستم که از یه مجموعه ست نمی شه گفت کدوم قوی تره ; یا نمی شه مکتوب و پدران فرزندان نوه ها رو نسبت به هم سنجید …….. در کل من به همه دوستان توصیه می کنم هر کدوم ار اثار پائولو رو بدون ذهنیت قبلی و با تمانینه بخونین مطمئنم مثل من هر لحظه منتظر اثار جدید اون خواهید بود .
نانا // ژوئن 18, 2008 روی 4:20 ب.ظ |
لينك دانلود كتاب كيمياگر يا كلا كتاب هاي ديگه ي پائولو رو نداريد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
کیان // ژوئن 29, 2008 روی 5:12 ق.ظ |
یه کتاب دیگه به نام ( غریبه ها در دنیای غریبه ) هست که تاثیرش خیلی بیشتر از کیمیاگره ولی این کتاب حتی توی خارج هم پیدا نمیشه.
در مورد مردی از مریخه که به زمین میاد و تمام آداب و رسوم زمینی ها براش عجیب و بی معنی. بر عکس کیمیاگر این کتاب باعث خیلی از مسیحی ها از کلیسا رو برگردونند.( در حالی که قبل از چاپ حدود 900 صفحه شو سانسور کرده بودند) اگه فارسیش باشه خدا بخیر کنه.
هر کی این کتاب رو پیدا کرد به Hogwarts_hymn@yahoo.com میل بزنه.
milad // جولای 20, 2008 روی 6:57 ق.ظ |
دانلود رایگان نسخه pdf کیمیاگر در
http://danlod.jbg.ir/post-22583.html
sadaf 16 // جولای 25, 2008 روی 1:27 ب.ظ |
من تقریبا با خوندن کتاب کیمیاگر مسیر زندگیم عوض شده.راستش من به نویسندگی علاقه دارم و بالاخره یه روز شروع میکنم.از الانم دارم سعیمو میکنم تا همه ی کتاباشو بخونم!من میخوام یه روز مثل اقای پائلو بزرگ بشم!خییییییلی بزرگ!!!!!!
مریم // جولای 27, 2008 روی 12:13 ق.ظ |
پدرام خان سلام ببخشید راست میگی منم حرفت را قبول دارم ولی من تازه دارم وبلاگ نویسی را تمرین میکنم اگه دقت کرده باشی اینو متوجه میشدی داداش مارو راهنمایی کن تا را بیوفتیم اما باور کن کتاب پائولو رو خوندم
مریم // جولای 27, 2008 روی 12:15 ق.ظ |
درستش میکنم خیالت راحت باشه صبر کن یاد بگیرم
sadaf 16 // آگوست 9, 2008 روی 10:40 ق.ظ |
سلام.از شما کدومتون ساحره ی پرتوبلو رو خوندین؟فصل آخرش چی شد؟فصل آخرو کی میگه؟چی شد؟؟؟؟؟؟؟؟
هبوط // آگوست 16, 2008 روی 11:28 ق.ظ |
سلام
هربار که میخونمش امکان نداره
اشک نریزم.
niloofar // آگوست 19, 2008 روی 8:45 ب.ظ |
من عاشق کتاب های پائولیو ام….
خیلی زیبا مینویسه…..صدف جان من ساحره ی پرتوبلو رو می خوام بخونم اما هنوز شروع نکردم…
کیمیاگرشم که دیگه جای حرف نداره…و باید قبل از همه ی کتاب های اون کیمیاگر رو خوند وگرنه چون با سبک نوشتنش آشنا نیستی زده میشی….
کیمیاگر یک کتاب مفید و همچنین ضروریه……
sadaf 16 // آگوست 20, 2008 روی 9:23 ق.ظ |
مرسی که جواب دادی.پس زودتر بخون!!!!!من شیش هفتا از کتاباشو خوندم.منم نوشتنشو دوس دارم ولی راستش این فصل اخرش جون تو گنگه!
sadaf 16 // سپتامبر 23, 2008 روی 3:12 ب.ظ |
niloofar joon hanoooooz nakhoondi??????
bodo!!!!!
mohammad -18 // نوامبر 18, 2008 روی 11:33 ب.ظ |
من هنوز کتاب کیمیا گر را نخوندم هین امشب می خوام بخونم ولی بر اساس تعریف هایی که شنیدم
کلی متحول شدم .
Mahdi // ژانویه 18, 2009 روی 8:45 ب.ظ |
سلام
خسته نباشید خیلی جالب بود دستتون درد نکنه که به جوون ها کتاب های خوب رو معرفی می کنید.دلی شاد و لبی پر از خنده برای شما دوستای خوبم آرزو می کنم.یا علی
مریم // فوریه 4, 2009 روی 3:40 ب.ظ |
سلام
مطالب خیلی جالبی بود .لطف کنید کتابهای بیشتری معرفی کنید با سپاس.
mohammad-18 // فوریه 5, 2009 روی 10:51 ب.ظ |
کاش همه ما می تونستیم یه کیمیاگر با شیم.
رئوف يوسفي // مارس 6, 2009 روی 10:28 ق.ظ |
به نظر من تمام كتابهاي پائولو كوئيلو بسيار جالب مي باشد و مطالب خوب وآموزنده دارد
عرفان // مارس 23, 2009 روی 10:56 ق.ظ |
فکر می کنم یه ذره اشتباه فهمیدی . کتاب از مذهب اسم میاره ولی این قدر که تو خدا خدا کردی مذهبی نیست (حداقل من اینو فهمیدم ) کامل یادم نیست ولی مثلا اونجا که تبدیل به باد میشه می خواد با خدا صحبت کنه ولی نمی تونه می فهمه خودش بخشی از چیزیه به اسم خدا . بر داشت من قدرت خواست بی نهایته انسانه و این که با یه دید کلی تر وحتی ساده به دنیا نگاه کنیم . فکر می کنم مذهب (البته بعضی از مذاهب روشن وخوب ) و چیزی به اسم خدا یه پوسته ی سطحیه که حقیقت رو می پوشونه وگاهی مانع رسیدن به اون میشه . البته اینا مهم نیست مهم اینه که خروجی رفتار و کردار آدم چی باشه .
من // مارس 29, 2009 روی 11:33 ق.ظ |
به نظرم منم خيلي عاليه
داوود // می 16, 2009 روی 1:03 ب.ظ |
اين مطلب درسته که آقاي پائولو کوئيلو در سال 68 به ايران آمد ولي به اسم اينکه ايشون يک منافق است را به ايران راه ندادن ( به اسم منافق يا چيزي شبيه اين) منظور راه ندادن به ايرا است ولي در سال 74به ايران آمد اونم با عزت و احترام
کیمیا // ژوئن 27, 2009 روی 6:16 ب.ظ |
من هم توصیه می کنم زهیر رو بخونید
salam // آگوست 22, 2009 روی 5:52 ب.ظ |
salam ageh ketab niyaz dashten nameh ketab va esmesh ro begid ta send konam
یاسمن // سپتامبر 8, 2009 روی 12:15 ق.ظ |
صدف عزیز در فصل آخر ساحره پورتوبلو مشخص شد که آتنا برای عشقی که به فرزندش داشت و اینکه نمی خواست اونو ازش جدا کنن بوسیله همون نامزدش که پلیس بود و هیچ کس ندیده بودش یه صحنه سازی بکنن و نشون بدن که آتنا به دست شخصی کشته شده… و در ادامه اینکه آتنا در گمنامی زندگی می کنه…. یه بار دیگه بخون متوجه میشی.
راستی به نظر من نه تنها کیمیاگر پائلو کوئیلو متحول کنندست بلکه تمام کتاباش آدمو مجذوب و سحر می کنه.
ما در راه كانادا // سپتامبر 8, 2009 روی 1:27 ب.ظ |
من عاشق كتابهاي پائولو كوئيلو هستم . كيمياگر و كوه پنجم زندگي من را عوض كرده .الان هم به خاطر روياهايم مي خواهم مهاجرت كنم و بعد از كسب تجربه هاي زياد و با ارزش شايد يه روزي برگردم و گنج را در سرزمينم پيدا كنم…..
پدرام // سپتامبر 9, 2009 روی 10:44 ب.ظ |
راستش تسلط و اطلاع زیادی روی موضوع ندارم
ولی «اگه اشتباه نکنم و درست یادم مونده باشه»، وقتی دنبال قصهی کیمیاگر توی مثنوی مولوی بودم، مولوی اشاره کرده بود که گنج واقعی درون خود آدمه؛ «سرزمین خود آدم» شاید یه استعاره باشه.
هر چی هست انسان باید تو خودش پیدا کنه
یا حداقل خیلی نزدیک به خودش
نه الزاما تو جای خاصی (البته مهاجرت دلایل خودشو داره :) من منظور خاصی ندارم)
شایدم مرحله به مرحلهست
یه مرحلهشم عشقه
شما که ازدواج کردی، ظاهرا داریش
حالا اینکه چقدر مواظبش باشی و قدرشو بدونی با خودته (که با توجه به پستت در مورد سلامتی، فکر میکنم حواست جمعتر از خیلی از آدماست و قدر داشتههاتو میدونی)
…
همیشه شاد و موفق و خوشبخت باشید :)
S A D A F // سپتامبر 10, 2009 روی 12:48 ب.ظ |
Yasaman Joon Tnx Ke Be Yade Ma Boodi!Asan Fek Nemikardam Yadet Moonde Bashe!movafagh bashi
سعید // اکتبر 22, 2009 روی 12:14 ب.ظ |
اینجا نسخهٔ pdf کتاب هست. ترجمهٔ خانم «فریبا ریاضی» هست. البته برای دانلود باید عضو سایت کتابناک بشید:
http://ebooks.ketabnak.com/comment.php?dlid=940&p=90
سميه // اکتبر 26, 2009 روی 7:33 ب.ظ |
سلام؛منم سالها پيش اين كتاب و خوندم خيلي كتاب خوبيه و تاثير زيادي تو زندگيم داشت.براي كسايي كه نخوندم توصيه ميكنم حتما بخونن!