خودکشی ممنوعه

رویای خیس – پوران درخشنده

دسامبر 14, 2007 · تا کنون 24 نظر داده شده

عکس‌ها از: سایت رسمی پوران درخشنده


فرامرز قریبیان در حالی‌که یه صفحه دستشه و جلوی گرامافون وایستاده به طرف دوربین برمی‌گرده و می‌گه: MP3 ما قدیمی‌ها!

همین صحنه از تبلیغ تلویزیونیش باعث شد به هیچ وجه تصمیم به دیدنش نگیرم! (عکسش بالا هست)
این جمله توی قالب اون تبلیغ (که هیچ سر و تهی هم نداشت!) به نظرم خیلی بی‌مزه می‌اومد. از یه طرف هم فکر می‌کردم هم فرامرز قریبیان بی‌کار مونده بوده و هم سازنده می‌خواسته از اسم اون برای جذب مخاطب استفاده کنه!
بهش می‌گن «تئوری توطئه» دیگه نه؟! البته با بعضی فیلم‌های مزخرف سینمای ایران، نمی‌تونید به من خرده بگیرید که این‌جوری فکر می‌کردم.

نمی‌دونم چرا؛ ولی از بین کل فیلم ایرانی و خارجی، محبوب‌ترین فیلمم «شمعی در باد» ه. احتمالاً می‌دونید که اون رو هم «پوران درخشنده» ( سایت رسمی) ساخته. این اواخر که CD فیلم اومده بود بیرون، به هوای اسم درخشنده هم که شده گرفتم و دیدمش.

بازیگران: محمدرضا غفاری، افسانه پاکرو، فرامرز قریبیان، همایون ارشادی، مجید مشیری، شراره دولت آبادی، فلور نظری، سوفی کیانی
«پوران درخشنده» طرح رو داده، «شعله شریعتی» فیلم‌نامه رو نوشته؛ باز خود درخشنده بازنویسیش کرده و کارگردانی هم با خودش بوده.

خلاصه‌ی داستان: آرش (محمدرضا غفاری) پسر شانزده ساله‌ای است که در اوج دوران بلوغ قرار دارد. پدرش امین (فرامرز قریبیان) و مادرش سیما (سوفی کیانی) از هم جدا شده‌اند. آرش پس از مدتی زندگی با مادر، به دلیل مشکلات پیش آمده نزد پدر می‌رود. در آنجا با دختر نوجوانی آشنا می‌شود و زندگی‌اش دچار تحول می‌گردد.

بعد از تماشاش اومدم تو اینترنت یه گشتی زدم ببینم در موردش چی‌ها نوشتن. این چند تاشون:

نظر من در مورد مطلب مجید توکلی توی سایت «سینمای ما» (بهتره قبلش اون مطلب و نظرات زیرش رو بخونید که بهتر متوجه منظورم بشید. البته نظر من فعلا زیرش قرار نگرفته!):

تو رو خدا وضع مملکت ما رو نگاه کن. با این جماعتی که به ناچار باید بهشون گفت منتقد و فکر می‌کنن با چهار تا کتاب خوندن و فیلم دیدن و نقد خوندن، می‌تونن در کمال پررویی هر چی دلشون می‌خواد در مورد هر فیلم و فیلم‌سازی بگن، سینمای ما کِی می‌خواد پیشرفت کنه خدا می‌دونه!
منم قبول دارم که از زمان تولید تا زمان پخش ، خیلی چیزا تغییر کرده؛ ولی به نظرم موضوع مورد نظر خانم درخشنده، چندان دستخوش این تغییرات قرار نمی‌گرفت. «رویای خیس» شاید یه فیلم برای همه‌ی مخاطب‌ها نباشه؛ ولی به اعتراف همین ۱۶ ساله‌هایی که اینجا نظر دادن، در موردشون رویاپردازی یا خیالبافی نکرده. البته مسلمه که خیلی‌ها هم عاشق نشدن و خیلی از موارد این فیلم به نظرشون غیرمنطقی یا حتی خنده‌دار می‌یاد.
مهم اینه که یه سری ۱۶ ساله قبول دارن که این فیلم در موردشون صدق می‌کنه؛ پس خانم درخشنده -چون داره راست می‌گه- حق داره به عنوان نماینده‌ی این قشر، پدر و مادرهاشون رو به فکر کردن وادار کنه.
بعضی از مخالفین تأکیدشون روی اینه که مشکل نوجوون‌های ما این نیست؛ به این معنی که مسائل و بحران‌های مهم‌تری هم وجود داره (شاید اگه یه ذره صحبت از سکس و مواد و تجاوز و پیچوندن دخترها می‌شد، فیلم رو واقعی می‌دیدن!). ولی ایشون ترجیح دادن به این موضوع خاص بپردازن؛ هر چند که این قشر عاشقان کم سن و سال، تعدادشون زیاد نباشه (این اقلیت رو توی خود فیلم و توی مقایسه‌ی آرش با همسالانش و صحبت‌های بینشون هم می‌بینیم). به نظر من بیشتر کسایی که از این فیلم خوششون نیومده حق داشتن. چون مخاطب مورد نظر خانم درخشنده همه نبودن. بلکه همونطور که عرض کردم، بر پایه‌ی حقایقی که گفته، از یه قشری نمایندگی گرفته و می‌خواد بره چند دقیقه هم که شده پدر و مادرها رو به فکر وادار کنه؛ حتی اگه نشه حالا حالاها طرز تفکرشون رو عوض کرد.

مشکل خیلی از منتقدین فیلم خودخواه اینه که احتمالاً برای «عشق» یه چارچوب و تعریف مشخص و فنی قائل شدن و هر فیلمی خارج از اون چارچوب ذهنی خودشون باشه رد می‌کنن. ما مجاز نیستیم وجود هر چیزی رو که توی زندگی خودمون تجربه نکردیم، توی زندگی دیگران انکار کنیم.
ایراد گرفتن از «عشق» توی یه فیلم، مثل گرفتن گاف‌های پزشکی فیلم و سریال نیست، دوستان به ظاهر منتقد!!

راستی چرا شما احتمال نمی‌دین که این wet dream عمدی نباشه! دیگه درخشنده اونقدر بی‌سواد نیست که!
فکر کنم کمتر از من و شما انگلیسی بلد نباشه!!
البته توی کامنت‌های یه مطلب که در مورد همین wet dream بحث کرده بود، یکی با نام «یاسمن» نوشته بود:
رویای خیس همون خونه رویایی نازنین وآرش (دختر وپسر توی فیلم)هست که داخل یه شیشه پر از آّب قرار دارد.
(به عکس‌های بالای مطلب نگاه کنید)

گرچه همون معنی انگلیسیش (خواب رنگی، احتلام، …) هم می‌تونه مد نظر باشه؛ حالا شاید با ایهام!

ولی جداً احساس می‌کنم دلیل اینکه بعضی از فیلم‌های ایرانی مورد پسنده یه عده قرار می‌گیره و از طرف عده‌ی دیگه مسخره خونده می‌شه، اینه که اون فیلم‌ها روی یه مسائل احساسی‌ای دست می‌ذارن که خیلی‌ها تجربه‌ش نکردن.
«میم مثل مادر» رو یادتون نیست که با اون همه کشته مرده که داشت، چه نقد‌های تندی ازش می‌شد؟

پ.ن.: من به صورت کاملاً رسمی و رُک اعلام می‌کنم که شماره تلفن، آدرس ایمیل، آی‌دی یا هر چیز دیگه‌ای از «افسانه پاکرو» و «محمدرضا غفاری» ندارم. چند کلمه حرف هم با اون دسته از دوست‌هام دارم که دنبال این جور چیزها هستن. قبلش هم معذرت می‌خوام که یه ذره خودمونی و تنده.

شماره‌شو می‌خوای که بگی چی؟ بگی عاشقشی؟! فکر می‌کنی چی می‌شه؟ باهات قرار می‌ذاره ببیندت؟ که ببینه تنها عاشقش چه شکلیه؟!
چرا کار رو به جایی رسوندی که اونو انقدر بزرگ و خودتو انقدر حقیر می‌بینی؟
می‌دونم شاید این حرف‌ها برات تکراری باشه و میخ آهنین بر سنگ! ولی باز می‌گم.
کل این دنیا حدود ۵ میلیارد نفر جمعیت داره. تقریبی حساب کنیم، نصفش، یعنی حدود دو و نیم میلیاردش جنس مخالف تو هستن. فکر می‌کنی مثلاً به این نرسی چی می‌شه؟! منابع دنیا تموم می‌شه؟!!
سعی کن خودتو بشناسی و پیشرفت کنی و توی این دو و نیم میلیارد نفر، حق انتخاب بیشتری بره خودت فراهم کنی. خودتو نه تنها به شخص، بلکه به شهر و استان و کشور و قاره و دین و مذهب محدود نکن. اگه واقعا به چیزی به عنوان عشق واقعی اعتقاد داشته باشی، به خدایی هم اعتقاد داری که «صبر» رو یاد آدم‌ها داده و تو کتابش گفته که «چه بسا شما چیزی رو دوست داشته باشید و برای شما بد (شر) باشد و چه بسا هم چیزی رو دوست نداشته باشید و خیر شما در آن باشد».
می‌دونم تو دلت چی می‌گذره؛ می‌دونم احساس می‌کنی همه‌ی دنیات تو این خلاصه شده. اما عشق واقعی هر چی باشه، اگه خدا هر دو نفر رو تو آسمون‌ها به نام هم زده باشه، فکر نمی‌کنم یه علاقه‌ی «یه طرفه» که شامل یه «وابستگی حقارت‌آمیز» ه توش جایی داشته باشه.

یه سری هم که می‌گن می‌خوان براش خودکشی کنن!!
فرض کن تو خودتو کُشتی. حتی به گوش اونم رسید. نهایتاً خیلی مردمی باشه یه «آخِی» بگه و یه فاتحه برات بخونه و به این فکر کنه که چقدر آدم احمق تو این دنیا هست که زندگی خودشو فدای هیچی می‌کنه!
هدف خودکشیت عاشقانه و مقدس بوده؟! آره؟! اون دنیا دهنت آسفالته!!!

هر جوریه باید عظمت خودتو بشناسی. دیگه از این طریق نمی‌دونم چی بگم. تنها چیزی که به فکرم می‌رسه اینه که چند تا کتاب و فیلم بهت معرفی کنم که بری بخونی و ببینی و اگر هم قبلاً خوندی و دیدی، دوباره بهش فکر کنی.

- «کیمیاگر – پائولو کوئیلو» بره اینکه ببینی خدا بره زندگی همه‌مون یه راه عالی و پر لذت در نظر گرفته که اگه حواست باشه، خودشم بهت نشونش می‌ده.

- فیلم مستند «راز» بره اینکه بدونی تو توی این دنیا محدود نیستی و -واقعاً- کافیه اراده کنی تا کابوس «محدودیت» خودتو از بین ببری.

- «نیمه‌ی تاریک وجود – دِبی فورد» بره اینکه بدونی -واقعاً- هر ویژگی‌ای که توی هر کسی (حتی قهرمان و معشوقت) تحسین می‌کنی و هر ویژگی‌ای که توی هر کسی منزجرت می‌کنه توی خودت وجود داره! آره داره. و باور کردن این باعث می‌شه بفهمی «خود تو می‌تونی هر کسی باشی».

- «تکنولوژی فکر – علیرضا آزمندیان» بره اینکه ببینی می‌تونی چه هدف‌های بزرگی بره خودت خلق کنی و با تلاش و کمک‌هایی که شاید تا حالا ازشون خبر نداشتی بهشون برسی و در کل شادی رو توی زندگی تجربه کنی.

اگه می‌خوای بیشتر در مورد این موضوع با هم صحبت کنیم یا از حرفام عصبانی هستی و می‌خوای فحش بدی، آی‌دی و ایمیل من تو ستون کناری وبلاگ هست. خوشحال می‌شم بشنوم! :)

دسته‌ها: ایران · زندگی · سینما · عشق · عکس

24 جواب تا اینجا

  • amin // دسامبر 17, 2007 روی 4:36 ب.ظ | پاسخ

    بابت توجهتون ممنونم.
    اما نگاهی به وبلاگتون انداختم و به زحمت به خودِ تنبلم قبولوندم که یکی دو مطلبتون رو بخونم! :D
    یه انتقادی هم من بکنم :) نوشته هاتون خیلی خیلی بلندن.معمولا کسی حوصله نمیکنه مطالب طولانی رو بخونه.به نظرم کمی خلاصه نویس می تونه برای تنبل هایی مثل من مشوق باشه! :D
    موفق باشید!

  • پدرام // دسامبر 17, 2007 روی 11:02 ب.ظ | پاسخ

    ممنون از انتقاد همراه با پیشنهادتون :)
    من خودم قصد کش دادن مطلب رو ندارم. فقط می‌خوام در اون زمینه‌ی خاص همه‌ی حرفام رو بگم.
    البته بره همه‌مون پیش می‌یاد که وقتی خسته‌ایم و یک یا چند تا وبلاگ هم جلومون بازه، اصلاً حوصله‌ی خوندن مطالب بلند رو نداریم. ایرادی نداره. وقتی مطلب جذابیتی بره آدم نداره دلیلی نداره وقتی صرف خوندنش کنه. منم خیلی پیش می‌یاد خیلی وبلاگ‌ها رو صرفاً برای اینکه اسمشون برام جالب بوده باز کردم ولی حتی یه مطلبشون رو هم نخوندم.
    ولی از اینکه به این موضوع اشاره کردید ممنونم.

    از دوستان دیگه هم اگه کسی همچین نظری داره لطفاً بگه.

  • سهيل // ژانویه 6, 2008 روی 6:19 ب.ظ | پاسخ

    سلام عزيزم مادر آرش رو صوفي كياني بازي كرده فلور نظري مادر نازنين بود.

    پدرام: اصلاح شد. ممنون از توجهتون :)

  • 14 // مارس 23, 2008 روی 11:38 ب.ظ | پاسخ

    man shomareye aghaye ghafario mikham.

  • negin // می 11, 2008 روی 1:12 ب.ظ | پاسخ

    salam man shomareie khanum afsane pakro va aghaye ghafario mikham

  • hooman // می 17, 2008 روی 9:01 ق.ظ | پاسخ

    salam khobin man shomareye khanom afsane pakro mikham khahesh mikonam toro khoda
    age nadin khod koshi mikonam
    be khoda

  • 14 // می 21, 2008 روی 8:52 ب.ظ | پاسخ

    vali man baraks shoma be in ghazie be dide +nega mikonam aslanam baram mohem nist ke digaran che fekri mikonan ya akharesh am agar khob nabashe baram aslan mohem nist!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

  • رضا // ژوئن 9, 2008 روی 1:29 ق.ظ | پاسخ

    MerC

  • pouyan // ژوئن 19, 2008 روی 8:09 ب.ظ | پاسخ

    salam man pouyan nayeb ghahreman shirjeye asiya haSTAM man shomare agaye ghafari ra mikham mishe komakam konid

  • mojtaba // ژوئن 27, 2008 روی 7:44 ب.ظ | پاسخ

    salam pedram kheyli azat mamnonam vaghean ba inke matalebet ziad va khaste konande bood khondam aval nemikhastam inkaro bokonam bad chesham khord be oun ghesmati ke gofti shomarasho mikhaye chika?! bad pishe khodam goftam rast migi in nashe ke nemishe ! yeki dige hala vagheaan az in harfet hal kardam va be khodam oumadam bacheha to in fekr nabashin ke donbale dokhtare mardom ke az akhlagh va zendegish khabar nadarin berid hala az mano pedram goftan az shoma nashnidan hala baz begin shomarasho mikham ?:D

  • mojtaba // ژوئن 27, 2008 روی 7:46 ب.ظ | پاسخ

    dar zemn ounayi ke 16 saleshone pishnahad mikonam ashegh nashin chon to in sen ashegh shodan khub nist chon avale kale shaghie ensan to in sene , to in sen bayad donbale khoshiha va zibayihaye donya raft ;;)

  • nikta // آگوست 1, 2008 روی 1:43 ق.ظ | پاسخ

    be nazare man film khayli khobiye filmiye ke az sayer filmhaye irani fargh mikone khayli khube

  • mohamadrezaghafari // آگوست 13, 2008 روی 10:54 ب.ظ | پاسخ

    salam …man mohamad reza ghafari hastam… vaghean nemidoonam chejoori az nazaratetoon rajebe in film tashakor konam, hala ya khoob ya bad khosh hal shodam dar in mored neveshtin… mer30
    khastam tashakor konam va begam agar khastid khosh hal misham ba idiye:***********
    ba ham dar tamas bashim…
    rooz o shabaye khoobi dashte bashin….
    MOHAMADREZA GHAFARI
    MORDAD MAH 1387
    *************

  • پدرام // آگوست 14, 2008 روی 8:10 ق.ظ | پاسخ

    دوستانی که کامنت‌ها رو می‌بینن توجه داشته باشن که یه کرمی افتاده تو این وبلاگ که کشته مرده‌ی «افسانه پاکرو» ه. این به اصطلاح محمدرضا غفاری بالا هم احتمالا کار اونه. شماها اگه کسی اینجا خودشو پاکرو یا غفاری معرفی کرد جدی نگیرید!

  • Hamed // آگوست 26, 2008 روی 3:53 ق.ظ | پاسخ

    salam .man hamed hastam az bojnord.filme ghashangi bud .beine khodemun bemune :rastesh manam mikham ashegh besham

  • bbs // آگوست 29, 2008 روی 1:03 ق.ظ | پاسخ

    والا چی بگم صاحب این وبلاگم راست می گه ما هیچ جوری نمیتونیم خانم افسانه رو پیدا کنیم فقط میتونم بگم دوست دارم و مطمئنن توی خیابون دنبال یکی مثل شما می گردم

  • محسن // اکتبر 27, 2008 روی 7:23 ب.ظ | پاسخ

    hi in ID yakhi_amir man ast mikhastam bebinam ensan che mojodi ast

  • Babak parvin // اکتبر 30, 2008 روی 1:45 ب.ظ | پاسخ

    Salam va khaste nabashid khedmate tamami azizan nazar bande dar morede film roiaye khis ine ke benazare man khanoom pakro besiar ziba bazi kiardand bazi az aghaion enteghadati dashtan vali baiad inam bedonan ke to keshvare ma ghanoono ghavanini vojod dare ke bazi az nemidon chizaro nemishe ro filma ovord baz khoda ro shokr ke ye film dorost kardano dastane bazi az m,aharo be namaiesh dar ovordan benazare man vaghean bazie khanoome pakro jaie tahsin dare mer30

  • Babak parvin // اکتبر 30, 2008 روی 1:51 ب.ظ | پاسخ

    toro khoda shomare khanoome pakro ro bedid mer30

  • soheyl va nazanin // نوامبر 11, 2008 روی 11:03 ب.ظ | پاسخ

    ma moshkelemoon mesle arash va nazanine va in filmo baham too cinema didim mikhastam begam moshkele ma nojavoona chie ke haghe ashegh shodan nadarim man alan kenare dooste khoobam nazanin hastam va kheyly ham doost darim hamdige ro vali moshkele arasho nazanin ro darim benazare man too iran hich javooni haghe ashegh boodano nadare.

  • shahroz // آوریل 18, 2009 روی 9:12 ب.ظ | پاسخ

    benazaremanam filme aliibood ama mishod akharesho behtar tamoom konan na

  • سامان // می 28, 2009 روی 11:50 ق.ظ | پاسخ

    من عاشق افسانه پاکرو هستم ومیدونم که یه روز اون هم متوجه خواهد شد.

  • donya // ژوئن 16, 2009 روی 11:14 ق.ظ | پاسخ

    salam man asheghe in filmamam o kheyli didamesh mozoze film kheyli khob bod vaghan to khonevade haye irani in mozoz hast ke in ravabet ro harcheghad ham ke pak bashe zere soal mibaran beaghedeye man dorost nist masaln ye dokhtaro pesari toye khonevadeye khob bozorg shode bashan dalili baraye enherafeshun nist badesham pedar ma dara ba in mozo bad barkhord mikonam kheyli va in baes mishe bache ha badtar konan in ye va koneshe tabie baraye hamas vaghti be kasi mitopim n ham joloye ma gard megiri agar pedaro madarayi ke mesle in film bashan kheyli az in etefaghat nemiofte be aghideye man bayad tafakor pedar madar ha ham avaz she

  • donya // ژوئن 16, 2009 روی 11:23 ق.ظ | پاسخ

    ensafan bachehayi ke inja neeshtan kheyli bachan kheyli zndegi ina nist jedan vagheiyataye zendegi ina nist bala ye ki gofte bod 16 salegi zode bara ashegh shodan man migam eshgh senosalnadare ama to doran javani bishtar az roye bachegi va kele shaghi in kara hast albate to iran vaghti ye nafar gf dare dostesham mege man nadashte basham?????????onam mere shomaremede dust meshe to iran eshgho asheghi az beyn rafte in dusti ham joz aziyat kardane dokhtara va tighzadne pesaranis be aghideye man eshgh in chiza nist kheyli kam hatan dokhtaro pesarayi ke mesle in film basham bishtareshon maskhare bazi dar miyaram be heton pishnahad mikonam ke in kara zode

یک نظر بنویسید