خودکشی ممنوعه

جی ۵ (G5) یا جعبه لایتنر؟

سپتامبر 7, 2008 · 20 دیدگاه

جواب: «جعبه لایتنر»

چراش رو عرض می‌کنم.

در زیر می‌خوانید:
- در مورد جعبه‌ی لایتنر
- در مورد جی ۵
- بیان تفاوت‌های این دو و مقایسه‌شان
- پیشنهادی برای یک حالت خاص در جعبه لایتنر

اول بره کسایی که اصلا نمی‌دونن قضیه چیه یه

مقدمه‌ی خیلی کوتاه در مورد جعبه‌ی لایتنر

مرحوم لایتنر اومد بر اساسی یه سری از اصول علمی -از جمله منحنی فراموشی ابینگ هاوس- جعبه‌ای رو طراحی کرد که باهاش می‌شه مطالب مختلف رو حفظ کرد. با این ویژگی که فقط زمان‌هایی که واقعا حافظه‌ی آدم نیاز داره، یه مطلب خاص رو مرور کنه و از مرورهای غیرضروری هم جلوگیری کنه.
یعنی مثلا توی این اصول علمی اومده که تا ۲۴ ساعت بعد از اولین آشنایی با اون مطلب، پیک فراموشیه؛ پس باید توی ۲۴ ساعت اول، یه بار این مطلب مرور شه و اگه فراموش نشده بود، بره به خونه‌ی بعدی جعبه تا در زمان حساب شده‌ی بعدی هم مرور شه.
این یه جعبه‌ی پنج خونه‌ای هستش.
دیگه من در مورد نحوه‌ی ساخت و کارکردش اینجا توضیح نمی‌دم؛ چون به اندازه‌ی کافی جاهای دیگه توضیح داده شده؛ و هدف من هم اینجا بیشتر معرفی و مقایسه‌ست (برام عجیبه که یه عده جی پنج و لایتنر رو یه چیز می‌دونن و اصلا از تفاوت هاشون خبر ندارن!).
صفحه‌ی انگلیسی ویکیپدیا در این مورد
به علاوه‌ی چهار تا لینک که به زبان فارسی در مورد این جعبه و نحوه‌ی ساختش که اگه باهاش آشنایی ندارید، توصیه می‌کنم همه رو ببینید (واقعا چیز به درد بخوریه؛ به خصوص برای یادگیری زبان‌های مختلف):
۱, ۲, ۳, ۴

حالا تو این راهنماها گفته جعبه رو بسازید؛ ولی اگه بخواید توی اکثر کتاب‌فروشی‌ها و لوازم‌التحریری‌ها، جعبه‌ی آماده هست.

در مورد جی ۵

چیزی که بالا خوندید، وجه پیشینه‌ای و بین‌المللی قضیه بود.
اما در ایران شخصی به نام «مهدی مالکی نژاد» مالک موسسه «پگاه – مالکی» که مقر اصلیش توی کرج هستش، چند سال پیش اومد و توی این روش یه تغییراتی داد و رفت توی ثبت اختراعات ایران اونو تحت عنوان «فکر افزار جی۵» به نام خودش ثبت کرد.
خب حالا مونده بود مسئله‌ی بازاریابی و فروش ایده‌ی آقای لایتنر که با تدبیر (!)‌ جناب مالکی تصحیح (!) شده بود.
به مرور شروع کرد به اضافه کردن زلم زیمبوهای مختلف به این محصول و طراحی و تراشیدن (!) دلیل و فلسفه، برای هر کدومشون! و از طرف دیگه تبلیغات گسترده از تراکت و بروشور و اینجور چیزا تا تبلیغ توی مجلات پرخواننده و حتی چند بار تبلیغ توی تلویزیون.
البته از حق نگذریم، همه‌ش هم الکی نبود. کار خوب هم توش بود.
به نظر من ۳ تا کارش به درد می‌خوره. نمی‌گم «فکرش»؛ چون واقعا فکر خاصی نمی‌خواد؛ مهم اینه که یکی باشه و این چیزا رو به تولید انبوه برسونه:

۱) چاپ فیش‌ها[ی خام] (قطعه کاغذهای کوچک مورد استفاده در این جعبه): درسته که این اصلا چاپ نمی‌خواد. ولی خب این اومده برامون کاغذهارو توی یک قطع مناسب بریده و خط‌کشی هم کرده. حالا می‌شه به اینکه کنارش آدرس سایتش رو گذاشته اهمیتی نداد.
توضیح: این یه سری فیش‌های آماده‌ی چاپ شده هم داره که مطالب مختلف رو روشون چاپ کرده (کتاب‌های درسی، کتاب‌های زبان انگلیسی و …)؛ اینجا منظور اونا نیست. منظورم فیش‌های خالی یا به قول خودش فیش‌های «خام» هستش.

۲) کیف حامل فیش‌ها: کیف کوچیکی که متناسب با ابعاد همون فیش‌های تولیدی خودش ساخته شده و به شما این امکان رو می‌ده تا فیش‌هایی رو که باید در اون روز مرور کنید، با خودتون همراه داشته باشید تا در وقت‌های مرده‌تون (که خودتونم می‌دونید تقریبا همیشه هست؛ تو تاکسی، اتوبوس، مترو، سر قرار منتظر موندن (!)، الزام به بودن در جایی که براتون جذابیتی نداره (!) و …) فیش‌ها رو مرور کنید.
چون تا حد امکان هم خلاصه برداری توشون رعایت شده، نیازی به تمرکز چندانی نداره. مثلا ممکنه شما یه جا نتونید تمرکز کتاب خوندن رو داشته باشید؛ ولی یه فیش رو توی چند ثانیه می‌تونید بخونید.

۳) تبلیغات خیلی خیلی زیاد برای معرفی این روش و مصاحبه با افراد موفق: درسته روش لایتنر رو «تحریف» کرده؛ ولی به هر حال ملت با همین روش این آقا هم آشنا بشن، از هیچی بهتره؛ چه بسا باعث بشه دنبال خود جعبه لایتنر هم برن. از اون گذشته، مصاحبه‌های تبلیغاتی زیادی که این موسسه با افراد موفق (در هر زمینه‌ای) انجام می‌ده، انگیزه و انرژی زیادی به فرد می‌ده. حالا اونا این کارو بره فروش جی‌۵ هاشون می‌کنن. ملت می‌تونن با همون روش لایتنر، بهتر به این موفقیت‌ها برسن.

۴) انتقال تجربیات: اینو خیلی از افراد دیگه هم می‌تونن انجام بدن (مثلا خود من آخر مطلب برای جعبه‌ی لایتنر، گفتم که تو یه حالت خاص چی‌کار می‌کنم). در حقیقت هر کسی که مدتی با جعبه لایتنر کار کنه، یه آزمون و خطایی انجام داده و یاد می‌گیره که چه کارایی بکنه که وقتش کمتر تلف بشه و بازدهی بیشتری داشته باشه. و خیلی تجربیات دیگه. اینم مثلا تو دفترچه‌ای که که همراه جعبه بود یه همچین چیزایی رو گفته. که البته الان که یه عده می‌یان و تو اینترنت تجربیاتشون رو می‌نویسن، دیگه اون هم کم‌رنگ می‌شه.

ولی بقیه‌ش دیگه تلکه کردن مردمه!
عوض کردن جنس و مدل جعبه‌ها، گذاشتن اسم‌های عجیب و غریب روشون، عوض کردن مدل کیف و …
یه روز جعبه پلاستیکیه و دو ردیفی (که اندازه‌ش هم کلی از فیش‌هایی که خودش ساخته بزرگتره!!)؛ فرداش می‌یاد با پلاستیک شفاف (کریستالی) می‌زندش و یه اسم دیگه روش می‌ذاره؛ پس فرداش یه مدل دیگه می‌سازه می‌ذاره تو یه کیف کارتنی دسته دار خیلی گنده که عکس قدی خودش رو روش زده! VCD و کاست می‌ذاره توش و همون حرفارو به صد شکل مختلف می‌گه؛ بره پر شدن بقیه‌ش هم توصیه‌های روانشناسی و حتی پزشکی می‌کنه که مثلا زیاد آب بخورید تا زیاد ادرار کنید که سموم بدنتون دفع شه و شاد باشید!!!!!!
و همین طور روز به روز از این کارها و تبلیغ‌ها و زدن شعبه‌های جدید و … که بتونه هر روز بیشتر از روز قبل بفروشه.
حتی اون دوره‌ای که من اینو خریدم تازه یه شکاف بین نسل‌ها (!) هم پدید اومده بود! اندازه‌ی فیش‌ها رو عوض کرده بود؛ جعبه‌ی قدیمی‌ها تقریبا بلااستفاده مونده بود!!!!!!

جمع‌بندی:
اول اینکه «جی ۵» نخرید!
دوم اینکه به نظر من از کل محصولات این موسسه کیفش و فیش‌های خام آماده‌ش به درد می‌خوره (اگه جای دیگه و تحت عنوان دیگه همچین چیزایی رو ارزون‌تر گیر آوردید خب اونا رو بخرید). بعضا اگه دفترچه راهنمای کوچیکش (که یه بخش‌هاییش خالی از فایده نیست) و برشورهاش (که مصاحبه‌ها توش هست و تو اینترنت هم هست و می‌تونه به آدم انرژی بده) به پستتون خورد، یه نگاهی بهش بندازید بد نیست.

تفاوت روش جی ۵ با جعبه لایتنر و مقایسه‌ی این دو

درسته که گفتم این مالکی هر چند وقت یه بار یه زنگوله‌ای پای این جی‌۵ ش می‌بنده؛ ولی فکر نمی‌کنم تا ابدالآباد روشش رو تغییر بده.
حالا فرق روش «جی پنج» با روش اصلی -که لایتنر باشه- چیه؟

۱

توی جعبه‌ی لایتنر ما یه سری جداکننده داریم که فیش‌های مربوط به روزهای مختلف رو از هم جدا می‌کنن.
یعنی اگه مثلا شما توی روز الف، ۵۰ فیش و توی روز ب ۱۵ فیش و توی روز ج فقط یک فیش وارد جعبه «لایتنر» کنید، سیستم طوری طراحی شده که چه اون ۵۰ فیش الف، چه اون ۱۵ فیش ب و چه اون یک فیش روز ج رو سر فرصت مناسب مرور کنید.
یعنی کاغذهای جداکننده، باعث نظم کار می‌شن و کار خیلی دقیق پیش می‌ره.

اما تو این روش حضرت مالکی (!) اصلا چیزی به اسم جداکننده وجود نداره!
اصلا هم به این فکر نکنید که تدبیر دیگه‌ای جایگزینش شده‌ها! نه!

توی روش «لایتنر» شما دسته‌ی اول فیش‌های هر خونه (که با جداکننده‌ها مشخص می‌شه) رو بر می‌دارید؛
توی روش «جی ۵» شما با یه مقیاس از اول خونه فیش برمی‌دارید؛ مثلا یه انگشت، یا نیم سانت، یا چیزایی مثل این!!!!!!!
حالا بیاید فرض کنیم این مقیاس ثابته (یعنی توی کم و زیاد شدن مثلا خطا نداره!)؛ مثلا (با اندازه‌ی فیش‌های چاپ این موسسه) بشه ۵۰ تا فیش.
دیگه کاری به این نداره که شما یه روز ۱ فیش نوشتی یه روز ۱۰۰ تا! گرفتید چی شد؟ عملا گند می‌زنه به نظم طراحی شده توسط آقای لایتنر!

حالا این مالکی به این موضوع (البته نه از این بعد که من بهش نگاه کردم) افتخار هم می‌کنه و می‌گه ما محدودیت‌ها و تنگناهای زمانی جعبه‌ی لایتنر رو (که مثلا فلان دسته که جدا شده، بره فلان روزه) برداشتیم!

اگه شما مرتب کار رو ادامه بدید که پرواضحه جعبه لایتنر دقیق تره.
اما اگه بینش هم وقفه‌ای بندازید، مشکل خاصی پیش نمی‌یاد. ممکنه به خاطر وقفه‌ای که افتاده، یه سری رو یادتون نیاد و مجبور شید بفرستیدشون به خونه‌ی اول که مجددا تکرار می‌شه و روند صحیح رو طی می‌کنه (طبیعتا اینکه سر موقعی که لازم بوده، اون رو مرور نکردید، باعث می‌شه یه فرصت رو از دست بدید؛ ولی لااقل الکی از خونه‌ی ۵ در نمی‌یاد).
پس از هر طرف به این قضیه نگاه کنیم، روش لایتنر بهتر و دقیق‌تره. اگر هم محدودیتش رو رعایت نکنی، قرار نیست ببرنت جهنم!! چیزی رو که یادت رفته دوباره تکرار می‌کنی. در مورد فیشی هم که حتی بعد وقفه هم یادت نرفته که خب چه بهتر! نشون می‌ده حتی بعد از زمان لازم برای مرور هم، مطلبش رو یادت مونده.

۲

در صورت طی کامل روند، فیشی که تو هیچ کدوم از مراحل فراموش نشده باشه، حدود ۳۰ روز بعد از ورودش به خونه‌ی اول، از خونه‌ی پنجم خارج می‌شه.
سوال اینه که: آیا مطلب روی این فیش به حافظه‌ی درازمدت رفت؟

مالکی (جی ۵) می‌گه بله!
حتی دقیقا توی دفترچه‌ش این تعابیر رو به کار برده که الان دیگه می‌تونید این فیش‌ها رو پاره کنید یا بسوزونید (!) یا به عنوان سند افتخارتون نگهش دارید!

اما بقیه این رو نمی‌گن.
این مطلب تا حدودخیلی زیادی توی حافظه تثبیت شده؛ ولی نه برای همیشه و کاملا قطعی.
یعنی حتی برای مرورهای بعد از اون هم یه زمان‌بندی‌هایی (هر چند با فاصله‌های خیلی بیشتر) تعریف شده.
طولانی ترین زمان‌بندی ای که من دیدم توی سایت Flashcard Exchange بوده که از این قراره :
۴ روز [بعد از ورود فیش به روند]
۷ روز
۱۲ روز
۲۰ روز
۱ ماه
–> که تا اینجا با جعبه‌ی لایتنر رعایت می‌شه؛ و حالا از اینجا به بعد، اوناییه که توی جعبه رعایت نمی‌شه و جناب مالکی کاملا نادیده گرفتدش:
۲ ماه
۳ ماه
۵ ماه
۹ ماه
۱۶ ماه
۲ سال
۴ سال
۶ سال
۱۱ سال

به نظر خودمم این آخریا دیگه یکم زیاده.
شاید این آخراشو این سایته وسواس نشون داده؛ ولی دلیلی برای ناامید شدن نیست.
چون باز هم بارها پیش می‌یاد که به چیزایی که با جعبه‌ی لایتنر حفظ می‌کنید، بربخورید. مثلا اینطوری نیست که شما یه لغت رو یاد بگیرید و تا ۱۱ سال بعدش اصلا بهش برخورد نکنید! اگه واقعا بهش برخورد نکنید، پس اصلا وقتتونو تلف کردید که یه لغت بی‌کاربرد (حداقل بره خودتون) رو حفظ کردید!!

جمع‌بندی از این بخش آخر عرضم این باشه که فیش‌هایی که از خونه‌ی پنجم خارج می‌کنید رو نگه دارید؛ و یکی دو ماه بعد یه نگاهی بهشون بندازید، شاید توشون تک و توک فیش‌هایی باشن که یادتون رفته باشه؛ نوک زبونته‌ها!! ولی… ! اگه فکر می‌کنید مهم هستن، می‌تونید اونا رو دوباره بذارید تو خونه‌ی اول.

یک پیشنهاد

ممکنه یه موقع پیش بیاد که توی یک روز، به یک خونه‌ی خاص، فیشی وارد نشه؛ مثلا همه‌ی فیش‌های خونه‌ی قبلی رو فراموش کردید و هیچ فیشی به خونه‌ی جلوییش نمی‌ره. درسته که فیش‌های فراموش شده، می‌ره به خونه‌ی اول تا دوباره روند رو از اول طی کنه، اما انگار روند خونه‌های بعدی، به اندازه‌ی یک روز به هم می‌خوره!
برای اینکه اینکه به روند طراحی شده لطمه‌ای نخوره، هر وقت همچین حالتی پیش اومد (یعنی فیشی نداشتید که به خونه‌ی جلویی ببرید) یک فیش رو علامت بزنید و به خونه‌ی جلویی ببرید که اونجا براتون جای اون روز رو نگه داره!

البته الزامی هم نداره این کاری که من گفتم رو بکنید. حداقل کاغذ جداکننده رو جابجا کنید تا معلوم بشه که یک روز گذشته و فیشی به اون خونه نرفته.

و این فاصله (یا اون فیش علامت‌دار) رو همین طور هر دفعه جلو ببرید (انگار خوندید و حفظ بودید) تا از خونه‌ی پنجم خارج بشه.

هر پیشنهاد، انتقاد، اصلاحیه و یا نظری دارید، خوشحال می‌شم بخونم :)

مطلب مرتبط: استفاده‌ی من از جی۵ (G5) برای کنکور

کلمات کلیدی: فرق جی5 با لایتنر لايتنر جی 5 فرق و تفاوت جی5 با لایتنر مقایسه مقايسه بهتر یادگیری حفظ کردن لغت زبان انگلیسی جی 5 با لایتنر فرق داره جی 5 با جعبه لایتنر تفاوت داره کدوم بهتره لايتنر حفظ كردن جعبه لايتنر

دسته‌ها: تجربیات · عمومی

20 جواب تا اینجا

  • رامین // سپتامبر 7, 2008 در ساعت 7:56 ب.ظ | پاسخ

    مرسی جالب بود. البته من از این سیستم های فکری تا به حال استفاده نکردم چون اینقدر در یادگیری آدم مرتبی نیستم اما شاید امتحان اش کردم. من هم همیشه برایم عجیب بود که اگه آدمی چنین روشی رو در ایران اختراع کرده چرا نمیره ثبت جهانی اش بکنه کلی پول در بیاره… ((:

  • nillgoonn // سپتامبر 8, 2008 در ساعت 1:34 ق.ظ | پاسخ

    خيلي خوب و كامل بود
    ممنون

  • ذهن سفید // سپتامبر 18, 2008 در ساعت 10:40 ب.ظ | پاسخ

    برم جایی که غم نباشه،یا انقدر غمخوار داشته باشه که غم هاتو فراموش کنی…

  • amin // سپتامبر 26, 2008 در ساعت 2:28 ب.ظ | پاسخ

    بنده بجای این ها این نرم افزار را توصیه می کنم، بسیار بهتر، ارزان تر و کاراتر:
    [حذف شد! اینجا جای تبلیغ نیست!]

    به امید موفقیت همگی

    (پدرام: ممنون از معرفی‌تون. همون طور که اطلاع دارید، نرم افزار جعبه لایتنر زیاده. اینترنتی، غیر اینترنتی، پولی، رایگان، باز متن و … .
    اما چیزی که این وسط مهمه اینه که آیا ما همه‌ی وقتمون رو پشت کامپیوتر می‌گذرونیم؟! درسته خیلی از ماها تقریبا هر روز زمان زیادی رو پشت کامپیوتر هستیم؛ ولی حداقل برای من تصور اینکه «هر روز» بشینم «پشت کامپیوتر خودم» و فیش‌هام رو مرور کنم، سخته! به علاوه، توی نرم افزارها، اون موضوع استفاده‌ی بهینه از فرصت‌های مرده، کاراییش رو از دست می‌ده.
    فرمودید: بهتر … کاراتر –> با عرایض بنده، فکر نکنم این صفات در موردش صدق کنه!
    و فرمودید: ارزان‌تر –> مگه درست کردن این جعبه با ساده‌ترین وسایل ممکن، خرجی داره؟!
    به هر حال من هدفم توی این مطلب، صرفا مقایسه‌ی این دو روش بود و لزومی ندیدم که به نرم افزارهای متعدد موجود اشاره کنم.)

  • فرامرز // سپتامبر 27, 2008 در ساعت 4:49 ق.ظ | پاسخ

    سلام
    من تقریبا بانظر دوست نویسنده موافقم، البته این مطلب مشخصا قدیمیه و نمود هایی از مطالب جدید توش نیست (پدرام: من اگه می‌دونستم باستان‌شناس‌ها هم این مطلب رو می‌خونن، بیشتر روش کار می‌کردم!!! می‌شه بفرمایید چی باعث شده که شما به قدمت دیرینه‌ی مطلبی که من چند هفته بیشتر نیست نوشتمش، پی ببرید؟!! لابد دلیلی دارید دیگه؟ )، درسته که تفاوتهای زیادی بین لایتنر و جی5 وجود نداره، من خودم شخصا روی این موضوع خیلی تحقیق کردم (پدرام: منظورتون از تحقیق چیه؟ یعنی روش‌ها رو مقایسه فرمودید؟ اگه اینطوره، می‌شه لطفا مفصلاً در موردش توضیح بدید؟)، ولی جدای اشتراک در روش عملکرد در هر دو، این موسسه(موسسه پگاه) مدتهاست که تمرکز محصولاتش رو از روی فقط جی5 چرخونده و شروع به تولید محصولات جدید و ابداعی و همچنین بسته های جدید آموزشی کرده، یکی از اقدامات دیگه ای که این موسسه انجام داده و من تحسینش میکنم، تولید بسته های جهت یا همون جی برگ های آمادست، که به نظرم میتونه کمک بسیار بزرگی تو زمینه آموزشی، اوون هم تو وقت های کم(پدرام: بله. قبول دارم بره کسی که وقتش فوق‌العاده کمه، می‌تونن کمک کننده باشن) باشه، من توصیه میکنم، حالا به هر نحوی که میخوایین، یا لایتنر یا جی5، انتخاب با شماست، ولی یه سری به محصولات این موسسه بزنید، شاید بتونه یه کمکی براتون باشه، در ضمن بازار تجارت داره رقابتی میشه، حالا تو ایران رو حداقل میگم، یه خورده به ماهیت تجارت و بودنش در کنار خدمت رسانی فکر کنید! (پدرام: منم به این ماهیتش فکر کردم و به دوستان اطلاع رسانی کردم دیگه. من که نگفتم آقای مالکی نباید دنبال تجارتش باشه. اصولا هم بزرگترین هدفش همینه -با اون زلم زیمبوها و بسته‌های عجیب غریبی که روز به روز قیمتشون می‌ره بالاتر!- بره دنبال پول بودن هم تقبیحش هم نمی‌کنم؛ داره پول درمی‌یاره. من فقط توی این مطلب گفتم که ««پشت این تبلیغات و قیمت‌ها، اینه»». )
    ممنون از مطلبتون
    نشانی های سایت
    http://www.malekig5.com
    http://www.yourg5.com
    (پدرام: راستش موقع نوشتن مطلب در مورد آوردن آدرس‌های این موسسه مردد بودم. بعد از نوشتن متوجه شدم یادم رفته؛ ولی به فال نیک گرفتم و بی‌خیالش شدم!! ممنون که شما برای اطلاع رسانی بیشتر آدرس این سایت‌ها رو قرار دادید. )

  • دوشیزه شین // اکتبر 5, 2008 در ساعت 11:49 ب.ظ | پاسخ

    سلام
    منم در نظر داشتم این مطالب را بنویسم و چه خوب که شما نوشتید چون خیلی بهتر از من توضیح دادید.
    در مورد تلکه کردن مردم 100 % حق با شماست

  • علیرضا // نوامبر 15, 2008 در ساعت 2:59 ق.ظ | پاسخ

    سلام.
    مطلب بسیار خوبی نوشتی، دوست عزیز. (ولی کو گوش شنوا و . . . ) این موضوع از چند سال پیش_ زمانی که تازه این آقای مالکی جعبه ی لایتنر رو به عنوان جی 5 معرفی کرد و کاسبی راه انداخت_ منو غلغلک می داد. با خودم می گفتم لااقل به اسم همون لایتنر باهاش کاسبی کن. (تو ایران که ترسی از قانون کپی رایت نیست). حالا جالبه امشب یه سر به سایتش زدم و به قسمت تاریخچه ی جی 5 رفتم و مطلبی که آقای مالکی خودش نوشته، رو در زیر میارم ولی بعد از اون سکوت می کنم. ( خدا قوت پهلوون )

    {{{ساعت حدود 11 شب يكي از روزهاي گرم تابستان سال 75 بود در حال مطالعه كتابي با يادگيري بودم كه ناگهان ايده اي به خاطرم زد، چرا محصولي توليد نكنيم كه بتوان يادگيري را با آن بهتر انجام داد…

    همين ايده در همان شب كمي پخته تر شد و اسم آنرا گذاشتم «ايده ي جاكارتي» حالا ديگر كاملاً هيجان زده شده بودم و در حالي كه كتاب در دست داشتم در طول اتاقم شروع به قدم زدن كردم، حسي قوي به من مي گفت اين ايده سرنوشت بسياري را تغيير خواهد داد، ديگر طاقت نياوردم و براي اينكه نكند اين ايده را فراموش كنم با جمله درشت بر روي ديوار اتاقم نوشتم «ايده جاكارتي» كه هنوز هم عكس آن را به يادگار نگه داشته ام. جالب است ، ، يك ايده خام كه هر لحظه ممكن بود به دست فراموشي سپرده شود.

    اينك منشاء دگرگوني بزرگي در فرهنگ مطالعه ما شده است، فرهنگي كه دفتر نويسي و جزوه نويسي را به جي برگ نويسي و جزء نويسي تبديل كرده است و از رهگذر آن روزانه ميلياردها تومان به بهره وري بيشتر به اقتصاد ملي كمك كرده است و از طرفي انسان هاي زيادي اينك مطمئن هستند اگر بخواهند نكته اي را وارد حافظه دراز مدت خود كنند مي توانند با اتكاء به اين وسيله جادويي (جي5) به اين مهم دست پيدا كنند اين داستان نشان مي دهد كه چقدر مهم است كه ما هر «ايده اي» را جدي بگيريم و اگر به سرانجام آن اميدواريم براي آن انرژي بگذاريم تا نتيجه بگيريم.

    كتابچه راهنمايي برای جی۵ نگاشتم که بخشی از مطالب آن در این سایت موجود است و شما کامل آن را همراه با جی ۵ تان دریافت کرده اید یا می کنید. این کتابچه در حقیقت حاصل 15 روز تلاش من در ايام عيد سال 76 است يادم هست فقط يك روز اول عيد را به ديد و بازديد گذراندم و بعد از آن خود را در اتاقم حبس كردم. آنقدر نوشتم و پاره كردم تا حاصل آن این کتاب شد ،دقيقاً به خاطر دارم كه آن ايام دائماً وسوسه مي شدم كه اتاق را ترك كنم به تفريح و تفرج بگذرانم ولي وقتي عظمت كاري را كه شروع كرده بودم در نظر مي آوردم مجدداً كارم را پي گيرانه ادامه مي دادم.

    جالب اينجاست كه همين دست نوشته را يكي از موسسات و به نام موسسه خود به چاپ رسانده و به جاي نام نويسنده نوشته است: …. !

    البته من هيچ گاه به خود اجازه ندادم تا اين مطلب را پيگيري كنم و علت آن هم اين بود كه نگران بودم با اين كار من آن موسسه برای آنکه از زیر بار خطایی که مرتکب شده شانه خالی کند در نوشته ها دخل و تصرف كند و حاصل آن دستور العمل ضعيفي در آيد كه در نهايت به ضرر مخاطبانی تمام شود که از آن استفاده می کنند.. }}}}}

  • پدرام // نوامبر 15, 2008 در ساعت 8:52 ق.ظ | پاسخ

    سلام علیرضا جان
    ممنون که مطلب رو کامل‌تر کردی :)
    خب این که خیلی خوبه؛ کسی که تونسته از چهارشنبه سوری تا تعطیلی‌های بعد ۱۳بدر بشینه و ایده‌ی این همه دانشمند رو یه شبه به «ایده‌ی جاکارتی» تبدیل کنه، قطعا می‌تونه توی رسیدن ایران به افق ۱۴۰۴ (چشم‌انداز ۲۰ ساله) گام‌های بزرگی برداره!!!!!!

  • استفاده‌ی من از جی۵ (G5) برای کنکور « خودکشی ممنوعه // نوامبر 20, 2008 در ساعت 1:09 ق.ظ | پاسخ

    [...] 20, 2008 · بدون دیدگاه در « جی۵ یا جعبه لایتنر؟ »، این دو روش رو با هم مقایسه کردم و نظرم رو در مورد جی۵ [...]

  • فاطمه // ژانویه 27, 2009 در ساعت 4:29 ب.ظ | پاسخ

    سلام دوست عزیز.اینکه بخواین در مورد یک شخص که میاد یه کار مثبت انجام میده اینطور صحبت کنی اصلا درست نیست. شما 100 جا گفتی که فلان کار وفلان چیزی که ساخته مثبته وبدرد میخوره.و……. اخر نتیجه میگیری که تلکه کردن مردمه؟من شخصا از 5G استفاده کردم در یادگیری نشاط بوجود میاره وادم رو از کسلی در میاره.هر کس میخواد بدونه G5 چیکار میکنه برهWWW.MALEKIG5.COMوقسمت G5ایها رو مطالعه کنه وتبدیل به یک توپ انرزی بشه موفق باشین .من هر وقت از درس خوندن خسته میشم وقت امتحانات دانشگاه میرم توی این قسمت سایت وخدا میدونه که چقدر انرزی میگیرم

  • پدرام // ژانویه 28, 2009 در ساعت 1:34 ق.ظ | پاسخ

    سلام فاطمه خانوم
    من آخر نتیجه نگرفتم که «تلکه‌کردن مردمه»؛ نتیجه گرفتم که «بقیه‌ش دیگه تلکه‌کردن مردمه»؛ یعنی گذشته از موارد مثبتی که بهشون اشاره کردم، «بقیه‌ش»… .
    ضمنا در مورد نشاط و خوندن در مورد افراد موفق و روحیه گرفتن (به‌تعیر شما «توپ انرژی شدن») هم صحبت کردم و گفتم مؤثره؛ ردش هم نکردم.
    چیزی که شاید این موضع‌گیری من نسبت به جی۵ و آقای مالکی (که شما به خاطر ذوق یادگیری‌ای که دارید، شاید یه تعصب نرمی روشون داشته باشید)، باعث شده شما ازش غافل بشید،
    هدف اصلی من از نوشتن این مطلب بوده؛ اینکه با «دلیل» نشون بدم که همون روش لایتنر بهتر و دقیق‌تره و اشتباهات فاحش روش جی۵ رو نداره.
    شما به جای اینکه به این بخش از عرضم توجه کنید و اگه درست می‌گم بهش فکر کنید و اگه اشتباه می‌کنم «دلایل»تون رو در مقابلش بیان کنید، از روی جو خوبی که از مطالعه‌ی گفته‌های افراد موفق کسب کردید، خیلی سطحی و «کم‌دقت» این مطلبو خوندید.
    ولی ذوق و انرژی‌تون طبعا خوبه و قابل تحسین :)
    امیدوارم همیشه شاد و موفق باشید :)

  • یکبار برای همیشه خوندن و دونستن، مرگ نیست! « خودکشی ممنوعه // فوریه 22, 2009 در ساعت 10:58 ب.ظ | پاسخ

    [...] شروع کنی. نمی‌خوام راهی معرفی کنم؛ اما نمی‌تونم اینجا جعبه لایتنر رو «شدیدا» توصیه نکنم (بره هر سطحی). تأثیرش معرکه‌ست [...]

  • سعید // مارس 9, 2009 در ساعت 12:03 ق.ظ | پاسخ

    من هم روش آقای مالکی را نمی پسندم برای مثال در ردیف دوم جعبه گفته اگر برای اول باشد و ردیف دوم ما پر باشد شما فقط می توانید به اندازه واحد قسمت اول (یک سانتیمتر) برداشت کنید ولی در دفعات بعدی به اندازه تعداد فیشی که از مرحله اول ( مثلا 15 فیش ) می آید فقط شما حق برداشت همان تعداد فیش ( 15 فیش ) را از مرحله دوم جعبه دارید در حالی که ما می بینیم چندین نوع برخورد با تعداد فیشهای اولیه (مثلا 50 فیش اولیه )شده است و اینجای کار اشتباه است.

  • صادق // جولای 10, 2009 در ساعت 1:01 ب.ظ | پاسخ

    من با نظر نویسنده خیلی خیلی موافقم
    البته یه نکته
    من برگه های آماده ای رو که جی 5 چاپ کرده تا حالا ندیدم.با این فرض که:
    اگر مثل فلش کارت های کانون فرهنگی اموزش(قلمچی) , صرفا اومده باشه متن کتاب رو بدون هیچ تحلیل یا توضیحی برای درک بهتر و بیشتر , عینا کپی کرده باشه , یا سوال های مسخره طرح کرده باشه,یا بعضی مطالب رو حذف کرده باشه(به این علت که فکر میکنه به درد نمیخورن) مطمئن باشین که اصلا به درد نمیخوره!؟
    اولا , وقتی شما مطلبی رو نفهمیدی و اصلا نمی فهمی منظور نویسنده از اون چیه , چجوری می خواین هی تکرارش کنید.باور کنین یه همچین مطلبی رو هیچ وقت یاد نمیگیرین!
    به نظر من اگه شما یه مطلب رو بخونین و درکش کنین , بعدش یه خلاصه ازش به صورت فلش کارت بنویسین به مراتب خیلی بهتر از این فلش کارتهای آمادست.
    دوما , آخه آقای قلم چی یا مالکی چه میدونه که من رو چه مطالبی ضعف دارم یا رو چه مطالبی تسلط دارم که میاد الکی یه مطلب رو حذف میکنه؟

    !!!!!!!!!!

    • پدرام // جولای 10, 2009 در ساعت 3:47 ب.ظ | پاسخ

      با وجود اینکه خیلی با آقای مالکی حال نمی‌کنم (!)، ولی بد نمی‌دونم در جواب آقا صادق یه نکته رو عرض کنم
      اگه اشتباه نکنم این فیش‌های نوشته شده، به درد شرایط اضطراری می‌خورن؛ یعنی وقتی که خود آدم اصلا فرصت خوندن مطلب و فیش نوشتن رو نداره. یه جورایی پیه غفلت از بعضی نکته‌ها رو هم به تنش می‌ماله.
      اما در مورد اینکه تو این شرایط، حالا این فیش‌ها چقدر بازدهی دارن یا چقدر دقیق نوشته شدن، قضاوتی ندارم.

  • gallant // جولای 10, 2009 در ساعت 11:49 ب.ظ | پاسخ

    به فكره نون باشيد كه خربزه آبه!!!!
    به جاي پول دادن واسه g5 پول بديد پسته بخوريد كه هم حافظتون خوب شه هم كمرتون!!!!

  • امین م // اکتبر 5, 2009 در ساعت 8:41 ب.ظ | پاسخ

    [حذف شد! اینجا جای تبلیغ نیست!]

  • ikka // نوامبر 5, 2009 در ساعت 11:21 ب.ظ | پاسخ

    سلام. مطلب بسیار خوب و جامعی بود.
    به نظر من تا اونجایی که امکان داره فیشها را خودمون بنویسیم بهتره تا اینکه فلشهای آماده بخریم.
    برنامه pauker حرف نداره. هم روی موبایلم دارم هم روی فلاش مموری . هر جا میرم همه فلش کارتهام هم دنبالم هستن میشه گفت یک جی-5 مدرن و دیجیتالی!
    روزگارتان سبز

    • پدرام // نوامبر 6, 2009 در ساعت 9:29 ق.ظ | پاسخ

      ممنون
      اما من این همه روضه خوندم که تو نگی «جی-۵» مدرن و دیجیتالی، دوست من D: ;)
      شاد باشی
      سبز هم باش D: ;)

  • omid // نوامبر 13, 2009 در ساعت 10:33 ب.ظ | پاسخ

    نمیری جووون
    گفتن صاف و پوست کنده حقیقت خیلی بهتره
    قضاوت با مخاطب
    احسنت

یک نظر بنویسید