نامزد ندا آقا سلطان -دختر جوانی که اخیرا فیلم مرگش ابزار جنگ روانی غرب علیه اتحاد ایرانیان شده- در مصاحبهاش با خیلی جاها (!) -از جمله الجزیره انگلیسی- فاش کرد که ندا اصلا رأی نداده بوده! و طرفدار هیچ کدام از آقایان موسوی و احمدینژاد نبوده. ضمن اینکه در روز مرگش بهخاطر اینکه در ترافیک مانده بوده، موقتا از ماشین پیاده شده و …
ندا نیز با ریختن خونش، بر صداقت صدا و سیما صحه گذاشت که اغتشاشگرانی که این روزها در خیابانها میبینیم -البته این روزها که نه؛ روزهای قبل. این روزها که تهران آرام است و مردم به سفرهای تابستانی رفتهاند-، اصلا رأی ندادهاند!
اما مسئلهی مهمی که صدا و سیما افشا کرد این است که سناریوی از پیش طراحی شدهی مرگ ندا، چیزی نیست که از نظر ما ایرانیان پنهان بماند.
شما تا به حال فکر نکرده بودید که چطور وقتی که ندا تیر خورده، باید چند نفر در اطرافش حضور داشته باشند؟!!! و از آن عجیبتر چطور یکی از این افراد مجهز به «دستگاه تلفن همراه مجهز به دوربین بوده» تا از فرصت استفاده کرده و این تصاویر را ثبت کند که برای بدنام کردن ایرانیان در مقابل چشمان بیگانگان و علیالخصوص غربیان و علیالعلیالخصوص انگلیس خبیث، استفاده کند؟!! این درحالیاست که دوربین فیلمبرداری تلفن همراه، چیزی نیست که بتوان به راحتی این روزها در پایتخت پیدا کرد!
بههرحال نباید از نظر دور داشت که بریتانیا بعد از اینکه دید دست خودش و خبرنگارانش برای ما رو شده، از طریق عوامل نفوذیش، با طراحی قتل ندا، دست به این «خبرسازی» زد! درغیر اینصورت چطور ممکن است کسی بتواند بدون گذراندن دورههای آموزشی بنگاههای خبرپراکنی غربی، دست به همچین فیلمبرداری حسابشدهای بزند؟!!
پ.ن.
صداوسیما گفته بود ندا با گلولهی «خاصی» کشته شده. ظاهرا تو بخشهای دیگه واضحترش کردن. چون الجزیره گفت تلویزیون دولتی ایران ادعا کرده که این گلوله از خارج کشور وارد شده بوده.
بههرحال گمانهزنی و تشکیک حکومت علاوه بر خود گلوله، روی دو مورد دیگه هم هست: یکی اینکه چرا اصلا دوروبر ندا هیچ خبری از پلیس و تظاهرات و تعداد زیاد مردم نیست؟ و دیگری اینکه معتقدن کار یه جوری هماهنگ شده بوده که فیلم انقدر دقیق گرفته شده و لحظات وحشتناک جون دادنش کامل ثبت شده.
بههرحال تو این روزها، ما و مردم دنیا، فیلم ایرانی تیرخورده، کم ندیدیم. اما این بهخاطر شکل و زمان فیلم گرفتن، از همه تأثیرگذارتر بود.
پ.ن.۲
بره کسایی که ندیدن میگم: اون آقاهه که اول فیلم ندا، با پیراهن سفید بالا سرشه و رو جای گلوله فشار میده که جلوی خونریزی رو بگیره، اسمش «حجازی»ه (پ.ن. اولش شک داشتم. ولی ظاهرا همون «آرش حجازی» انتشارات کاروان و مترجم آثار پائولو کوئیلو ئه) و ظاهرا تو جنوب انگلیس دانشجوئه. دیروز پریروز هم اونجا بود و با بیبیسی فارسی مصاحبه میکرد.
استدلالهای جمهوری اسلامی رو با استدلالهای خودش کاملا رد کرد.
البته اینا هم دستشون خالی نمیمونه. میگن «دیدید گفتیم همهش زیر سر این BBC فارسیه؟! قاتل هم خودش پا شده رفته پیش اونا!»
از طرف دیگه این بنده خدا اگه تو ایران میموند که اینا نمیذاشتن صداش دربیاد (یا اگه درمیومد، به نفع خودشون صداشو درمیاوردن)!
گذشته از اون، تو این مملکت به رئیس مجلس تشخیص مصلحت نظام و مجلس خبرگان، تریبون نمیدن! چه برسه به این بنده خدا!
پ.ن.۳
صداوسیما باز روی این قضیه مانور داد. رفت سراغ استاد موسیقی ندا (پیرمردی که تیشرت راهراه آبی و سفید تنشه) و رانندهی پژو 206ی که توی فیلم دیده میشه. در مجموع به نفع فرضیهی صداوسیما و اطلاعات بود. حتی میگفتن که خانواده ندا هم از این برخورد رسانهای غربیها به ستوه اومدن؛ البته با خانوادش مصاحبه نکردن. شاید اونقدرها باهاشون همجهت نباشن! یا اینا رو مقصر بدونن. یا بهخاطر پولی که بره تحویل جسد گرفتن و بعدش محدودیتها مجلس ختم و عزاداری، دل خونی از اینا داشته باشن.
پ.ن.۴
والا دیگه ترجیح میدم این بحث رو ادامه ندم. دولت ایران یه روز در میون، خزعبلاتی به هم میبافه که هیچ جا نمیشه نوشت! جنایتکارها اون همه آدم کشتن، حالا فیلم یکیش واضح در اومده، کل دنیا رو متهم میکنن. دیگه عارم مییاد ادعاها و مواضعشون رو نقل کنم. «مطمئن باشید» اگر هم روزی یکیو آوردن اعتراف کرد ندا رو کشته، تتمهی فیلمیه که از مدتها قبل دنبالشن.


7 جواب تا اینجا
علی د.ب. // ژوئن 24, 2009 روی 9:46 ق.ظ |
چرا خیلی از مطالب قبلیتو حذف کردی؟
پدرام // ژوئن 24, 2009 روی 10:01 ق.ظ |
«…» رو نخوندی؟ منظورمو نگرفتی؟
به دلیل گرخیدن!
ورق بدجوری برگشت! لحن نوشتهها ناگزیر از تغییر بود. خودتو نگاه نکن ردت فقط «د» و «ب»ه! من تو «اینجا» همه چیم معلومه!
اعصاب خردیم هم از همینه!
اگه بخوان گیردادنم شروع کنن، از اول لیست گوگل شروع میکنن. بره «تظاهرات تهران» یا «تظاهرات تهران عکس» سرچ کن؛ هنوز به مطلبهای پاک شدهی من لینک شده!
شاید پاککردن اونا لازم نبود. اما یه دفعه جو سنگینی تو کشور بهوجود اومد
از کجا معلوم؟ یه دفعه دیدی همینایی که با شوخی قاطی شده رو هم پاک کردم!!!
«ثبات نمونده»!
علی د.ب. // ژوئن 24, 2009 روی 10:16 ق.ظ |
حاجی منم زیاد بی رد و نشون نیستم. تو همون وبلاگم که نیگا کنی راحت لینک شده به توییتر (همنی جا اطلاعات کافی پیدا می کنی)، توییتر به فرند فید وصله، فرند فید به فیس بوک! (اسم و فامیل آدرس و شماره شناسنامه و سال تولد و … همه تو فیس بوک قابل ردیابیه)
تازه تو وبلاگ خودمم چند بار خودمو معرفی کردم.
البته کاری که کردی قابل درکه، منم یه دسته داشتم به اسم «داستان محمود کذاب»، خوب اسمشو عوض کردم :) (شده داستان های محمود ا.ن.)
به گمان من حرفایی که میزدی حقیقت داشت. اگه حرفت حق بوده لازم نیست بگرخی، نهایتا شهید میشی! :)
پدرام // ژوئن 24, 2009 روی 12:34 ب.ظ |
شهید شدن، اعتقاد و چیز میخواد (هم «چیز»، هم چیزهای -ملزومات- مختلف)! بنده فعلا ندارم!
گذشته از اون، شهید شدن و اصلا مردن، «درد نداره»! اما یه چیزهایی هست که «درد داره». به همین خاطره که وقتی بخوان حال یکی رو حسابی جا بیارن -حتی اگه بتونن بکشنش- زنده نگه میدارنش تا در خدمتش باشن!
در ضمن، این روزها فقط حرفی حقیقت داره که صدای ملت، «رسانهی ملی»، بزنه.
بگذریم
امین // ژوئن 24, 2009 روی 1:35 ب.ظ |
سلام .اونایی که نشستن اونور دارن میگن برین جولو اگه مرد بودن نمیرفتن پی عشق و حال.2.کاری با صدای آمریکا و بیبی سی نداریم چون ما خودمون خوب میدوونیم چه خبره لازم نیست کسی جار بزنه… 3.اونایی که تو این قضیه چه با گناه چه بی گناه حیف بودن . درد ما برادر کشیه .باید به حال خودموون گریه کنیم چون داریم تازه میشیم مثل سومالی دچار جنگ داخلی.احمق تر و بی سیاست تر از سیاست مدارای ما وجود نداره میشد راحت ازین قضیه گذشت اما….
پدر مادرای ما عمرشونو کردن ما به فکر خودمووون باشیم
راضیه // ژوئن 24, 2009 روی 5:03 ب.ظ |
شما ماله کدوم ده هستی که نمی دونی الان همه موبایلها دوربین فیلمبرداری دارند!
قشقاوی: معلومه احمدینژاد از امکانات دولت استفاده کرده؛طبیعیه! « خودکشی ممنوعه // ژوئن 30, 2009 روی 10:06 ق.ظ |
[...] بارشون کرده- کم کنه و پل خراب شده رو وصله کنه(!)، و هم از ندا آقا سلطان حرف [...]