بخشی از وجودتون هست که ازش فراری یا شرمسار باشید؟

این یه عکس سادهست که -با اینکه بره حدود چهار پنج سال قبله و بارها دیدمش، این بار- باعث شد به یه چیزهایی فکر کنم. بیشتر شاید به اینکه اگه کسایی غیر از من، میدیدن عکسشون اینجوری شده عکسالعمل [باطنی و ظاهری]شون چی بود؟
شاید ناشی از موضوعات فرهنگی مذهبی بود که اولین چیزی که بهش فکر کردم، صورت پلید، یا نیمهی پنهان خبیث و به عبارت مستقیمتر «صورت برزخی» بود!
اولین چیزی که به نظرم رسید همین بود؛ و خندیدم (بیشتر یه خندهی معمولی بود، تا خندهای از روی شرارت، خندهای عصبی، یا لبخندی تصنعی).
علاوه بر اینکه کلیت انعکاس برام جالب بود، این عدم تناسبش هم برام خیلی جالب بود. نگهش داشتم و هنوزم برام جالبه.
مثلا شخص شما!
اگه بعد از گرفتن عکستون، میدیدین اینجوری افتاده، چه احساس و بعد عکسالعملی داشتید؟
قضیهی این، با قضیهی عکسهایی که توشون بد میافتید -حالت صورت، چشم، یا فیگور و ژست نامناسبی که لحظهی فشردهشدن شاتر داشتید- فرق داره (عکسهایی که شاید حداقل ۵۰ درصد خانومها، مثل بسیجی لباس شخصیای که تو تظاهرات، عکاس دیده(!) معتقدن باید هر چه سریعتر پاک شه!).
با عکسهای انعکاسی دِفرمه (که ممکنه انعکاس تصویر شما توی شیشهی عینک، آب، یا هر چیز دیگه باشه) هم فرق داره. اولا اصل و فرع کنار هم هستن و ثانیا بخشهایی از دو تصویر کاملا مثل هم هستن و فقط صورته که -به شکل شدیدی- فرق میکنه؛ حتی لبخند هم متلاشی شده!
جدا از جواب سوال دربارهی خودتون، صادقانه، آیا اعتقاداتتون باعث میشه که فکر کنید اینجوری افتادن عکس من، دلیل خاصی داشته؟

نه ! من کلی عکس ها رو اینطوری می گیرم ، و فک می کنم اون تصویرم بهتره تا خود واقعیم !
داشتیم چت می کردیم بگو که یه نمونه اش رو نشونت بدم !!