تردید – واروژ کریم مسیحی
«هملت» رو نخوندم.
دیروز «تردید» رو دیدم.
راستش ازش چندان خوشم نیومد.
از طرف دیگه ظاهرا «جامعه هنری» فیلم خیلی خوبی میدوننش.
لابد من درک هنری ندارم!
تا یه جاهایی داشتم از داستان شنیدن و دیدن لذت میبردم. اما از جایی که مهتاب (ترانه علیدوستی) هم هملتی بودن قضیه رو -که سیاوش (بهرام رادان) روش اصرار داشت- قبول کرد، بقیهی فیلم دیگه برام جذابیتی نداشت.
الکی سعی نمیکنم دنبال درک چیز خاصی باشم. خب نداشت دیگه! حداقل بره من.
دیگه حال نکردم.
اما صحنهای که قویا باهاش حال کردم، زمانی بود که مهتاب توی اتاق پدر سیاوش توی شرکت، به سیاوش ملحق میشد (صحبت و توپیدن و پاک کردن میز و …).
بازیش، جزئیات و دیالوگهای اون قسمت، معرکه بودن.
بعد از اون هم، شاید اونجا که مهتاب میرفت به اون سینما، دنبال سیاوشی که غیبش زده بود. اعتراض میکرد تا میافتاد زمین و گریه میکرد.
اینجاها خوب نوشته شده بود و حداقل من، واقعا از بازی علیدوستی توی این دو تا صحنه لذت بردم.

بیان دیدگاه