سویینی تاد

Never Forget Never Forgive
دیگه عادت کرده بودم به اینکه اکثر فیلمهایی که میبینم و در کل ازشون بدم نمیاد، وقتی به آخر میرسن، احساس خوبی ندارم.
انگار قانعم نکرده.
به این فکر کردم که شاید اسیر یه وسواس بیمارگونه شدم.
سویینی تاد بهم نشون داد که هنوز هم از قصهی جذاب و زیبا، لذت میبرم.
هم به خاطر لذتی که بردم خوشحالم، هم به خاطر اینکه فهمیدم زیادهخواه و بیمار نبودم.
داستان، شاهکار بود (احتمالا میدونید که ریشه در سالها قبل داره).
شکل بیان موضوع عالی بود. نه مثل داستانگوهایی که مثل یه نصیحتکنندهی پرکار و کسلکننده، از همون اول میخوان خوب و بدی تعریف کنن و فریادش بزنن.
روایت زیباش رو بیقضاوت پیش برد.
و حتی اونجا که در اوج، حقیقت رو نشون داد، بازم قضاوت نکرد.
بدون هیچ حرفی، با صدا و تصویر، کوبیدش تو مغز و روان بیننده.
خواستم، به خاطر هیجانی که آخرش «به من» داد، با Illusionist -که ازش واقعا هم لذت برده بودم- مقایسهش کنم؛ اما زیبایی و مفهوم این کجا و داستان اون فیلم کجا (گرچه هنوز هم اونو دوست دارم).
IMDB – WikiP.EN – ویکیپ.فا.
(قویا توصیه میکنم اگه ندیدینش، تو لینکهای بالا، داستانش رو نخونید. حیفه. صبر کنید تا تو اولین فرصت تماشاش کنید)

هیچ وقت 2 تا ژانر متفاوت رو با هم مقایسه نمی کنن !
به قول یه یارو یی : fiction e Dge , in modelie !
اممم…
خب اینم حرفیه
درست هم هست
اما خب من احساسم رو گفتم.
نمیخوام مطلقگرا باشم
درسته هر چیزی ارزش خودشو داره
اما،
یه «بستر» تقریبا دو ساعته برای عرضه وجود داره؛
و «کار»ی که روی این بستر انجام میشه
فکر میکنم واقعا مهمه که باهاش چیکار میکنیم.
…
ولش کن…
بازم نهایتا مجبورم جملهتو تأیید کنم. مثل همون پست «گاز»ت. پس حداقل لطف کن کمتر از من متنفر باش!
شاید بهتر بود منم مثل تو به یه لبخند اکتفا میکردم!
نه ! ازت متنفر نیستم ، چیزی که در اون مدل یارو ها روانیم می کنه ، افاده ی خود شیفته / خود پرستانه ی اوناس که وقتی می گن ، نه ؛ انگار به آدم می گن نه احمق تو هیچی نمی دونی ! بلدم نیستی حرف نزن !!!
ببین همین که جوابت با “نه” شروع نشده ! برا نبود نفرت کافیه…
بابت احترامی که به افکارم گذاشتی ازت یه عالمه ممنونم ؛) مرسی !