خودکشی ممنوعه

کاnدوم، کلید پیروزی جنبش سبز

ارسال‌شده در اسلام, ایران, پساانتخابات۸۸, گناه توسط پدرام در نوامبر 5, 2009

تو مسلمونی؟
یعنی مثلا محرم، نامحرم چقدر برات مهمه؟
توی ۳کs چی؟ برات مهمه داری با کی ۳کs می‌کنی؟ منظورم اینه که شرایط طرف رو در نظر می‌گیری؟

۱) مثلا واکنشت نسبت به جمله‌ی «این کار زِناست» چیه؟
معتقدی همه‌ش چرنده؟!

۲) از مدافعین حقوق بشر هستی؟
نظرت درباره‌ی احکام سختی که برای زِنا وضع شده چیه؟ مثلا عضو کمپین علیه اعدام یا علیه سنگسار هستی؟

خب عزیز من، باور کن این مجازات‌ها باید باشه.

۳) از ۳کs با کاnدوم زیاد لذت نمی‌بری؟!
احساس می‌کنی داری از پشت شیشه … می‌کنی؟!

باور کن لازمه.

اما چرا؟
دیروز (۱۳ آبان) فیلم مأمور گاردی‌ای که یه دختره رو کنار دیوار تنها خفت کرده و با باتوم می‌زنه دیدی؟
همون که آخرشم یه ضربه می‌زنه تو سرش و دختره یکم گیج می‌زنه و می‌افته زمین.
بابا همون‌و می‌گم که یه پسره بعدش می‌دوه بیاد کمکش کنه، گاردیه از موهاش می‌گیره و می‌کشدش این‌ور و شروع می‌کنه به زدنش.
فهمیدی کدوم‌و می‌گم؟

خب عزیز من، عامل همه‌ی درندگی‌ها و جنایات این چنینی، تو و امثال تو هستید.
وقتی می‌گم باید جلوی زِنا رو گرفت، وقتی می‌گم باید از کاnدوم استفاده کرد، برای همینه دیگه.
همین کارهاست که باعث می‌شه یه عده حرام زاده و زِنا زاده و قاشقی*، پا به این دنیا بذارن.

*قاشقی: وقتی بر اثر مجامعت یا به هر دلیل دیگری، منی مردی روی زمین بریزد؛ و کسی آن را با قاشق برداشته و در رحم زنی بریزد، انسانی که حاصل این نوع لقاح باشد، «قاشقی» نامیده می‌شود.

پس پسران و مردان محترم، آب شما همچون اسناد فوق محرمانه‌ی امنیتی، حساس است. اگر در جای قابل دسترسی، ریخته شد -همانطور که اسناد را در کاغذخردکن می‌ریزید یا به طرق دیگر از بین می‌برید- کاملا معدومش کنید. ممکن است مورد سوء استفاده قرار گیرد.

شاید شما قانع نشدید و بگید «حالا چند تا باتوم بود دیگه؛ من به خاطر این فیلمه، باید همیشه کاnدوم رو روی …م تحمل کنم؟!»
در جوابتون باید عرض کنم که بابا فقط همین نیست که.
این چند ماهه رو مرور کنید. عکس‌ها، فیلم‌ها،… . اصلا صرفا برخوردهای خشونت‌آمیز و کشتارها به کنار، بعضی حرف‌هایی هم که توی این چندماه زده شد، حکایت از حروم‌زاده بودن گوینده‌شون داشت.

پس اگه می‌خواید این جنبش پیروز بشه و این سرزمین از شر هرچی کفتار و خوک و قاشقی‌ه، خلاص بشه، در رفتار جnسی‌تون تجدیدنظر کنید. اینجوری آینده‌ی ایران رو بیمه می‌کنید.

پ.ن. البته مثل روز روشنه که برای پیروزی این جنبش، می‌شه از وسایل دیگه‌ای هم برای نیل به این هدف استفاده کرد. چون عرایض من بیشتر وظایف آقایون رو تشریح کرد. اما دخترها و خانوم‌ها هم همین هدف رو دارن و واقعا هم این چندماهه تو دل و جرأت و غیرت، روی خیلی از مردها رو کم کردن. نقششون غیرقابل انکاره.
این حفظ «عفت» که می‌گن الکی نیست که؛ به خاطر همینه که دخترها به هر کسی اعتماد نمی‌کنن؛ چون به نتیجه‌ش فکر می‌کنن؛ چون وجدان دارن و احساس مسئولیت می‌کنن.

بله؛ درسته. قرص‌های مختلف ضدبارداری و IUD و هر مورد مشابه دیگه‌ای می‌تونه آینده‌ی ایران رو نجات بده.
جهت اطلاعات بیشتر، می‌تونید به کتاب روش‌های پیشگیری از بارداری (که بعضی داروخونه‌ها هم دارن) و یا یکی از کتب تنظیم خانواده که در دانشگاه‌ها تدریس می‌شه مراجعه کنید. جستجو در اینترنت هم که از همه ساده‌تره.

پ.ن.۲
بی‌ناموس مذکور شناسایی شده:
ستوان یکم محمد جواد ابراهیمی
محل خدمت : یگان ویژه پاسداران نیروی انتظامی ناحیه انتظامی تهران بزرگ
اطلاعات بیشتر

راه حل براندازی نظام آزادی ایران آزادی مدنی ضرب و شتم خشونت تجاوز ضرب و شتم دختری توسط یگان ویژه گارد گاردی پیرزن کمک

7 پاسخ

با استفاده از RSS در دیدگاه‌ها مشترک شوید.

  1. سيخونك said, on نوامبر 5, 2009 at 2:46 ب.ظ

    سلام،
    بعد از مدنها تونستم يك وقت حسابي گير بيارم و يك سري به دوستان ناديده ولي گرامي‏ام بزنم.
    مطلبت را خوندم،
    واقعن عالي نوشتي،
    مطلب زيبات واقعن خستگي و كوفتگي ناشي از كتك خوردن ديروز را از تنم بيرون برد،
    اول با يدن تيتر كمي تعجب كردم و بعد تشويق شدم حتمن تا آخر متن را بخونم،
    با خواندن استدلال‏هات تركيدم از خنده،
    با ديدن موضوع قاشقي واقعن از ته دل ميخنديدم ولي بقول معروف:
    خنده تلخ من اين گريه غم‏انگيزتر است…
    بهترين‏ها را برات آرزو مي‏كنم

    • پدرام said, on نوامبر 5, 2009 at 8:56 ب.ظ

      اگه برای تو و خیلی‌ها تلخند بود،
      من با عصبانیت و نفرت شروع کردم و به «خنده‌های عصبی» رسیدم.
      واقعا حالت طبیعی نداشتم!
      نمی‌تونستم اون صحنه رو هضم کنم…

  2. آبنوس said, on نوامبر 7, 2009 at 9:47 ب.ظ

    اولا که از روشی که واسه ابراز احساست در این مطلب استفاده کردی خوشم اومد.
    ثانیا که اصلا نفهمیدم چی گفتی بهم؟! هیچ دلیل خاصی نداره که چی می شه که آدم کِی چی به ذهنش میاد ! یعنی من که نمی فهمم چه پروسه ای داره. و اینکه به فحاشی خیلی اشاره می کنی. نمی دونم چرا اینقدر روی مخته! یا شاید عجیبه برات. ولی اصن چیز خاصی نیست.
    ولی اینو که فهمیدم جوابش رو بدم که نه، هیچی تکامل یافته ی هیچی نیست. چونکه من هر لحظه ممکنه بزنم چیزای قبلی رو خراب کنم. از نو شروع کنم! تکامل خیلی محدودیت میاره

  3. آبنوس said, on نوامبر 7, 2009 at 9:48 ب.ظ

    و در آخر اینکه
    V

  4. آبنوس said, on نوامبر 10, 2009 at 10:04 ب.ظ

    چرا اسم وبلاگت اینه؟

  5. آبنوس said, on نوامبر 11, 2009 at 4:28 ب.ظ

    چرا همینارو قشنگ نمی نویسی؟

  6. آبنوس said, on نوامبر 12, 2009 at 12:56 ق.ظ

    در مورد نکته ی اول، حق با توئه، من قبلش اشاره ای نکردم،


پاسخ دهید